X
تبلیغات
زنگ علوم من

زنگ علوم من
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1391 توسط آرمین امیریان

مقدمه

عدسیها همانند آینه‌ها دارای تصاویر حقیقی و مجازی هستند، این تصاویر از پرتو های همگرا شونده و واگرا شونده بازتابی ایجاد می‌شود. بر خلاف آینه‌ها در عدسیها عبور نور نیز مطرح است و تصاویر ممکن است در پشت و جلوی عدسی شکل گیرد. عدسیهایی که ضخامت قسمتهای کناریش بزرگتر باشد، پرتو های موازی را همگرا می‌کند و عدسی محدب نام دارد، که دارای فاصله کانونی مثبت می‌باشد. بر خلاف آینه‌ها دارای دو کانون در فضاهای جلو و پشت عدسی می‌باشند ، عدسیهایی که ضخامت قسمت محوری آنها کمتر از ضخامت قسمت کناری باشد، پرتوهای موازی را از هم باز می‌کنند و دارای فاصله کانونی منفی هستند و عدسی مقعر نام دارند، که اینها نیز دارای دو کانونی در فضای جسم و تصویر هستند.

 

 

انواع عدسی

عدسی محدب (کوژ)

عدسیهایی که نور را همگرا می‌کنند و جهت تصویر سازی حقیقی و نیز همگرا نمودن پرتوهای تابشی از نقاط دور مانند پرتوهای ستارگان مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

عدسی مقعر (کاو)

این عدسیها نور را واگرا می کنند و جهت واگرا نمودن نورها و اصلاح برخی سیستمها که نیاز به واگرایی نور را دارد از جمله چشم مورد استفاده واقع می‌شوند.

 

قواعد نحوه رسم پرتو در عدسیها

اکثر قواعد همانند آینه‌هاست و در حالت کلی عمده‌ترین آنها که پرتو های خاصی را شامل می‌شود عبارتند از:

1.                 پرتوی موازی با محور نوری بعد از برخورد به عدسی و عبور از آن ، از نقطه کانون می‌گذرد که فاصله آن از رأس عدسی f است.

2.                 پرتوهای عبوری از کانون عدسی بعد از شکست در آن به موازات محور نوری خواهد بود.

3.                 پرتو نوری عبوری از رأس عدسی بدون شکست از آن رد می‌شود.

4.                 همواره شیئی نوری در سمت چپ عدسی قرار داده می‌شود و نور از چپ به راست بر عدسی می‌تابد و در عدسیها بر عکس آینه‌ها ردیابی پرتویی (ترسیم پرتو) برای نور عبوری (شکستی) صورت می‌گیرد.

5.                 فضای سمت چپ عدسی فضای جسم و فضای سمت راست عدسی فضای تصویر می‌باشد که جسم موجود در سمت چپ (فضای جسم) را جسم حقیقی و جسم موجود در سمت راست (فضای تصویر) را جسم مجازی گویند. که وجود خارجی ندارد و نیز تصویر در فضای تصویر حقیقی و تصویر در فضای جسم مجازی می‌باشد.

 

عدسیهای مرکب

1.                 عدسی کوژ - تخت: آنچنان عدسی است که یک طرف آن کوژ و یک طرف آن تخت می‌باشد.

2.                 عدسی دو کوژ: آنچنان عدسی است که هر دو طرف آن کوژ می‌باشد.

3.                 عدسی هلالی (محدب): آنچنان عدسی است که یک یک طرف آن کوژ و طرف دیگرش کاو باشد.

4.                 عدسی تخت - کاو: آنچنان عدسی است که یک طرف آن کاو و طرف دیگرش تخت باشد.

5.                 عدسی دو کاو: آنچنان عدسی است که هر دو طرف آن کاو باشد.

6.                 عدسی هلالی (مقعر): آنچنان عدسی است که یک طرف آن کوژ و طرف دیگرش کاو باشد.
عدسیهای هلالی دو نوعند، یکی آن است که کناره هایش نازک و مرکزش ضخیم است و دیگری دارای کناره‌های ضخیم و مرکز نازکی می‌باشد، یعنی اولی خاصیت همگرایی و دومی خاصیت واگرایی نور را دارد.

دستگاههای نوری شامل عدسیها

اکثر دستگاههای نوری شامل دو نوع عدسی می‌باشند که یکی را که نور اول بر آن می‌تابد و در ورودی دستگاه کار گذاشته می‌شود عدسی شیئی و دومی را که در خروجی دستگاه قرار دارد و نور از آن خارج می‌شود عدسی چشمی گویند. از جمله از این دستگاهها میکروسکوپ نوری - زیر دریایی - میکروسکوپ پلاریزان - دوربینهای دو چشمی - دوربینها - انواع عینکها و ... را می‌توان نام برد.

 

عیوب عدسیها

عدسیها به لحاظ داشتن ضخامت زیاد و ناخالصیها دارای ابیراهیهایی هستند که در سیستم اعوجاج ایجاد می‌کنند و وضوح تصویر حاصل از دستگاه نوری را به هم می‌زنند. از جمله از این ابیراهیها عبارتند از:

1.                 ابیراهی رنگی: علاوه از بهم زدن وضوح و کیفیت تصویر رنگ آنرا هم بهم می زند و تا حدی آن را از حالت طبیعی خارج می کند که اینها هم به دو دسته ابیراهی رنگی طولی و عرضی تقسیم می‌شوند.

2.                 ابیراهی اعوجاج: تصویر هندسه واقعی خود را پیدا نمی‌کند و قسمتهای مختلف عدسی که دارای ضخامتهای متفاوتی است، در میزان انحراف پرتوهای تابشی به یک مقدار عمل نمی‌کند و انحراف یکنواخت نبوده و تصویراز وضوح می‌افتد، که این ابیراهی نیز به دو دسته اعوجاج بشکه‌ای و اعوجاج بالشی تقسیم می‌شود.

برخی ابیراهیهای دیگری مانند ابیراهی کروی که انحراف پرتو از کانون عدسی را سبب می‌شود، وجود دارند که بوسیله ساخت عدسیهای مرکب با هندسه ویژه این ابیراهیها اصلاح می‌شوند.

 

عدسیهای غیر کروی

برخی دستگاههای اپتیکی به لحاظ محدودیت در طراحی و سایر محدودیتها و ماهیت دستگاه عدسیهای غیر کروی را لازم دارند که جهت ایفای نقش در ْآن سیستمها ساخته شده اند.

 

عدسی محدب

هرگاه یک دسته پرتو را بصورت موازی بر سطح یک عدسی بتابانیم و پرتوها بعد از شکست و عبور از عدسی در طرف دیگر آن به همدیگر نزدیک شده یا به اصطلاح همگرا شوند، چنین را عدسی محدب یا همگرا می‌گویند.

 

مقدمه

بارها ملاحظه کرده‌ایم که بچه‌ها با استفاده از یک ذره بین می‌توانند آتش روشن کنند و یا پیر مردها برای خواندن قرآنهای با خطوط ریز از ذره بین استفاده می‌کنند. همه اینها نوعی عدسی محدب است. مثلا در مورد اول با استفاده از عدسی پرتوهای خورشید در یک نقطه روی کاغذ یا یک ماده قابل اشتغال متمرکز می‌گردند و به این طریق دمای این نقطه بالا رفته و لحظه‌ای فرا می‌رسد که آن ماده یا کاغذ آتش می‌گیرد. بنابراین می‌توان گفت که خصوصیت بارز این نوع عدسیها همگرا کردن یا جمع نمودن پرتوها در یک نقطه است. در عدسیهای همگرا ، لبه‌ها نازک تر از وسط آن هستند و بطور معمول برای کاربردهای مختلف به شکلهای گوناگون دو کوژ ، کوژ تخت و هلالی همگرا ساخته می‌شوند.

 

ویژگیهای عدسیهای محدب

محور اصلی

در حالت کلی عدسی از دو سطح کروی تشکیل شده است که هر کدام از این سطوح قسمتی از سطح یک کره کامل است. خطی که مراکز این کره‌ها را به یکدیگر وصل می‌کند، محور اصلی نام دارد. نقطه میانی عدسی را که روی محور اصلی قرار دارد، مرکز نوری می‌گویند. اگر بوسیله چراغ یا هر وسیله دیگری یک پرتو نوری را بر مرکز نوری عدسی بتابانیم، ملاحظه می‌کنیم که پرتو بدون انحراف از مسیر اولیه، از طرف دیگر عدسی خارج می‌شود.

 

کانون عدسی محدب

هرگاه یک دسته پرتو موازی با محور اصلی بر سطح عدسی بتابانیم، پرتوها بعد از شکست در عدسی و عبور از آن در طرف دیگر ، در یک نقطه روی محور اصلی همدیگر را قطع می‌کنند. این نقطه را کانون عدسی محدب می‌گویند. بدیهی است که عدسی باید دارای دو کانون باشد. چون از هر دو طرف می‌توان پرتوها را بر سطح آن تابانید. فاصله این نقطه‌ها از عدسی را فاصله کانونی عدسی گویند. در عدسیهای محدب فاصله کانونی را مثبت فرض می‌کنند.

تشکیل تصویر در عدسیهای محدب

فرض کنید یک عدد شمع روشن بصورت عمود بر محور اصلی و به فاصله معین P از آن قرار دارد. حال اگر از انتهای شمع خطی را بصورت موازی با محور اصلی عدسی بر سطح آن رسم کنیم، این خط با فرض اینکه بیانگر یک پرتو نوری است، باید بعد از عبور از عدسی در طرف دیگر ، از کانون بگذرد. حال خط دوم یا پرتو دوم را بر مرکز نوری عدسی می‌تابانیم. بدیهی است که این پرتو ، پرتو اولیه را در یک نقطه قطع می‌کند. حال اگر از این نقطه عمودی بر سطح محور اصلی رسم کنیم، خط حاصل بیانگر تصویر شمع در عدسی محدب خواهد بود.

 

خصوصیات تصویر در عدسیهای محدب

1.                 از آنجا در این نوع از عدسیها تصویر ، از پرتوهای شکسته شده ، و در طرف دیگر آن تشکیل می‌شود، لذا تصویر آن مجازی خواهد بود. بدیهی است که اگر جسم در فاصله بین کانون و عدسی قرار گیرد، در این صورت تصویر حاصل مجازی خواهد بود. بنابراین برای داشتن تصویر حقیقی باید جسم در فاصله بزرگتر از فاصله کانون قرار داشته باشد.

2.                 اگر جسم در روی کانون قرار گیرد، در اینصورت پرتوهای شکسته شده همدیگر را در هیچ نقطه‌ای قطع نمی‌کنند. لذا اصطلاحا گفته می‌شود که تصویر در بینهایت تشکیل می‌گردد. بدیهی است که اگر جسم در بینهایت فرض شود، تصویر آن روی کانون خواهد بود.

3.                 اگر جسم در فاصله کوچکتر از فاصله کانونی قرار داشته باشد، تصویر جسم علاوه بر مجازی بودن مستقیم نیز خواهد بود. اما اگر فاصله جسم از عدسی بزرگتر از فاصله کانونی باشد، در این صورت تصویر حقیقی بوده ولی وارونه خواهد شد.

4.                 اگر جسم در فاصله کوچکتر از فاصله کانونی باشد، در این صورت اندازه تصویر کوچکتر از خود جسم خواهد بود و لذا عدسی خاصیت ذره بینی نخواهد داشت. اما اگر فاصله جسم از عدسی بزرگتر از فاصله کانونی باشد، در این صورت اندازه تصویر بزرگتر خواهد بود و عدسی نقش ذره بین را خواهد داشت.

 

عدسی ضخیم

از ترکیب دو دیوپتر کروی یا کروی _ تخت یک عدسی تشکیل می‌شود. اگر فاصله دو دیوپتر تشکیل دهنده عدسی قابل مقایسه با فواصل کانونی دیوپترها باشد، عدسی را عدسی ضخیم گوییم.

 

اطلاعات اولیه

وقتی که نتوان ضخامت عدسی را در مقایسه با فاصله کانونی آن کوچک گرفت، در این صورت بعضی از روابطی که در مورد عدسیهای نازک بیان می‌شود، قابل استفاده نیستند. چنین عدسیهایی را عدسیهای ضخیم می‌گویند. این اصطلاح نه تنها درباره یک عدسی همگن شامل دو سطح کروی با جدایی نسبتا زیاد بکار می‌رود، بلکه هر گونه سطوح هم محور در نقش یک دستگاه واحد نیز عدسی ضخیم است. بنابراین ممکن است یک عدسی ضخیم از چند عدسی نازک که ممکن است با هم در تماس بوده یا از هم جدا باشند، درست شود.

 

مشخصات عدسی ضخیم

محور اصلی

محور اصلی ، خط مستقیمی است که رئوس و مراکز سطوح کروی طرفین عدسی ضخیم را به هم وصل می‌کند.

 

کانون عدسی

اگر پرتوی به موازات محور اصلی بر عدسی بتابانیم، بعد از شکست و عبور از عدسی‌ها ، خود پرتو یا امتداد آن هر جا که محور اصلی را قطع کند، آن نقطه را کانون عدسی می‌گویند. در حالتی که خود پرتوها بعد از خروج از عدسی‌ها محور اصلی را قطع کنند، در این صورت کانون حقیقی است. در حالت دوم که امتداد پرتوهای خروجی محور اصلی را قطع کنند، کانون مجازی خواهد بود.

 

کانون شیئی و تصویری

کانون شیئی نقطه‌ای است بر روی محور اصلی که اگر نوری از آن نقطه بر مجموعه سطوح کروی بتابد، پرتو نور بعد از خروج از سیستم موازی محور اصلی خواهد بود. برای مشخص کردن این نقطه باید نوری از خروجی سیستم به موازات محور اصلی بر آن بتابانیم. با در نظر گرفتن این که در این حالت کانونها عوض شده (کانون شیئی ، تصویری شده) ، شکست پرتو را در مجموعه سطوح کروی تعقیب می‌کنیم تا نور از سیستم خارج شود. این نور خود یا امتدادش هر جا محور اصلی را قطع کند، این نقطه کانون شیئی حقیقی یا مجازی سیستم خواهد بود. اگر کانون در فضای شیئی عدسی قرارگیرد، آن را کانون شیئی می‌گویند، کانون در طرف دیگر کانون تصویری خواهد بود.

 

صفحات کانونی

اگر صفحه‌ای عمودی را در کانونهای شیئی و تصویری بر محور اصلی عدسی ضخیم رسم کنیم، صفحات کانونی آن عدسی تشکیل خواهند بود.

 

نقاط اصلی و صفحات اصلی

اگر پرتوی را به موازات محور اصلی بر سطح عدسی بتابانیم، در این صورت پرتو نور بعد از شکست در داخل سیستم از طرف دیگر خارج می‌شود. حال اگر امتداد پرتو موازی با محور اصلی را در داخل سیستم ادامه دهیم، این خط امتداد پرتو خروجی را در نقطه‌ای قطع می‌کند، در این نقطه صفحه عمودی بر محور اصلی عدسی رسم می‌کنیم که آن را صفحه اصلی تصویر می‌گویند. نقطه تقاطع این صفحه با محور اصلی را نقطه اصلی تصویر می‌گویند.

 

عدسی نازک

به یک عدسی که از ترکیب دو دیوپتر حاصل می‌شود، زمانی عدسی نازک گفته می‌شود که فاصله دو دیوپتر تشکیل دهنده آن بسیار کوچک (تقریبا صفر) باشد. عدسی نازک را می‌توان به صورت عدسیی تعریف کرد که ضخامت آن در مقایسه با فواصلی که به خواص نوری آن مربوط هستند، کوچک باشد. از جمله این فواصل نوری می‌توان به شعاع انحنای سطوح کروی ، فواصل کانونی و فاصله‌های مربوط به جسم و تصویر اشاره کرد.

 

ویژگیهای عدسی نازک

عدسی نازک می‌تواند به صورتی ساخته شود که هر دو طرف آن محدب باشد و یا ممکن است طرفین آنمقعر باشند، ولی در هر دو حالت باید شرط گفته شده در تعریف این عدسی تحقق یافته باشد. در هر حال عدسی نازک دارای خصوصیات زیر است:

 

محور اصلی و مرکز عدسی

محور اصلی خط مستقیمی است که از مرکز عدسی که مرکز نوری نامیده می‌شود، عبور می‌کند و بر سطوح کروی عمود است. هر سطحی از عدسی را می‌توان به صورت قسمتی از سطح یک کره در نظر گرفت. بنابراین هر طرف عدسی دارای یک مرکز خواهد بود. این نقطه را با حرف C نشان داده و مرکز عدسی می‌نامند.

 

کانون عدسی

هرگاه پرتوهایی موازی با محور اصلی بر روی سطح عدسی بتابد، این پرتوها در عدسی‌های همگرا (محدب) بعد از شکست و گذر از عدسی در یک نقطه به هم می‌رسند و همگرا می‌شوند. این نقطه راکانون عدسی گویند. در عدسی‌های واگرا (مقعر) نیز پرتوها بعد از شکست و عبور از عدسی از هم دور شده و واگرا می‌شوند. اما اگر امتدادهای اولیه این پرتوها را رسم کنیم، در یک نقطه به همدیگر می‌رسند که به این نقطه کانون می‌گویند.

 

تشکیل تصویر در عدسی نازک

وقتی که جسمی را در یک طرف عدسی و دورتر از کانون قرار دهیم، تصویری از آن در طرف دیگر بدست می‌آید. چنانچه جسم به طرف کانون اول حرکت داده شود، تصویر از کانون دوم دور و بزرگتر خواهد شد و چنانچه جسم را از کانون اول دور کنیم، تصویر به کانون دوم نزدیک شده و اندازه آن کوچکتر می‌شود.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1391 توسط آرمین امیریان

انواع کانی از نظر نحوه تشکیل

کانی اولیه یا درون زاد

کانی‌های درون زاد همان طور که از نامشان پیدا است، در درون زمین یعنی کیلومترها زیر زمین تشکیل شده‌اند. ماده اصلی تشکیل دهنده کانی‌های درون زاد و بطور کلی مادر همه کانی‌ها جسم سیال خمیر مانندی است که به نام ماگما خوانده می‌شود. با توجه به نحوه تشکیل کانی‌‌های مختلف از ماگما ، می‌توان مراحل مختلفی برای تشکیل کانی‌ها تشخیص داد که این مراحل شامل مراحل ماگمایی اولیه ، پگماتیتی ، پنوماتولیتیک و گرمابی است. 

کانی‌های ثانویه یا برون زاد

این کانی‌ها از تغییر و تبدیل کانی‌های اولیه یا درون زاد بوجود می‌آیند. کانی‌های اولیه عموما در شرایط فشار و درجه حرارت بالا تشکیل شده‌اند و به همین خاطر این کانی در شرایط سطح زمین که متفاوت با شرایط تشکیل آنها می‌باشد چندان سازگار نیستند. کانی‌های اولیه برای سازگار شدن با شرایط سطح زمین ، خرد و تجزیه شده و به کانی‌های ثانویه یا برون زاد تبدیل می‌شوند. فرآیندهای مختلفی همچون هوازدگی ، رسوبی و بیولوژیکی به تشکیل کانی‌های ثانویه کمک می‌کنند. 

انواع کانی‌ها

تاکنون سه هزار کانی در دنیا شناخته شده است. برای مطالعه آنها ابتدا باید به طریقی آنها را طبقه بندی کرد. اولین طبقه بندی نسبتا علمی کانی‌ها را ابوعلی سینا ، دانشمند ایرانی انجام داده است. در این تقسیم بندی کانی‌ها به چهار گروه اصلی سنگ‌ها و مواد خاکی ، مواد سوختنی ، نمک‌ها و فلزات تقسیم می‌شدند. امروزه کانی‌ها را بر اساس نحوه تشکیل ، ترکیب شیمیایی و ساختمان آنها طبقه بندی می‌کنند. بر اساس ترکیب شیمیایی و ساختمان داخلی کانی‌ها می‌توان آنها را به انواع زیر تقسیم کرد. 
  • کانی‌هایی که دارای اتم های آزاد بوده و شامل کانی‌هایی هستند که بطور آزاد و به شکل عنصر در طبیعت یافت می‌شوند.
  • کانی‌هایی که از ترکیب کاتیون‌ها با آنیون‌های ساده تشکیل شده‌اند و شامل سولفورها ، هالیدها و اکسیدها هستند.

شناسايى کانى‌ها

زمين‌شناسان براى شناسايى کانى‌ها از روش‌هاى گوناگونى، مانند رنگ‌ شعله، طيف نورى، ميکروسکوپ‌هاى پلاريزان، ميکروسکوپ الکترونى و پرتو ايکس، بهره مى‌گيرند.

رنگ‌شعله. در اين روش تکه‌اى از کانى يا پودر آن را روى شعله نگه مى‌دارند و با دستگاهى به آن مى‌دمند. با تغيير رنگى که در شعله پديد مى‌آيد، مى‌توان برخى از کانى‌ها را شناسايى کرد. سديم رنگ زرد، پتاسيم رنگ نارنجى، منيزيم رنگ قرمز، کلسيم رنگ نارنجى، باريم رنگ سبز مايل به زرد و مس رنگ سبز درخشان، به وجود مى‌آورد.

طيف نور. در اين روش مقدار اندکى از يک کانى را در دستگاهى، که با جرقه‌ى الکتريکى و در فشار زياد کار مى‌کند، قرار مى‌دهند تا کانى بخار شود. در اين حالت، اتم‌هاى عنصرهاى سازنده‌ى کانى، طول موج ويژه‌اى توليد مى‌کنند که پس از عکس‌بردارى مى‌توان با کمک آن‌ها به عنصرهاى سازنده‌ى کانى پى ‌برد.

ميکروسکوپ پلاريزان. در اين روش، ضخامت يک قطعه سنگ را که داراى کانى‌هاى گوناگون است، به اندازه‌اى کم مى‌کنند تا شفاف شود و نور از آن بگذرد. سپس آن را زير ميکروسکوپ پلاريزان بررسى مى‌کنند. اکنون از روى شکل ظاهرى، نوع شکستگى، ضريب شکست نور، رنگ و ديگر ويژگى‌ها، کانى را شناسايى مى‌کنند.

ميکروسکوپ الکتروني. لايه‌ى نازکى از کانى را با اين ميکروسکوپ مطالعه مى‌کننند. باريکه‌ى الکترونى به کانى برخورد مى‌کند و بخشى از آن به کانى جذب مى‌شود که سايه‌اى از کانى روى صفحه‌ى ويژه‌اى به وجود مى‌آورد. بررسى اين سايه از نظر شکل ظاهرى، شکستگى‌ها و ساختمان درونى کانى‌ها، به شناسايى کانى مى‌انجامد.

پرتو ايکس. اين روش در شناسايى کانى‌ها، به‌ويژه کانى‌هايى که ترکيب شيميايى مشابهى دارند، بسيار کارآمد است. پرتوهاى ايکس را به بلور کانى مى‌تابانند. بخشى از اين پرتوها از کانى مى‌گذرد و بخشى پس از برخورد با ذره‌هايى که در گوشه‌هاى شبکه‌ى بلور کانى قرار دارند، بازتاب مى‌يابد. با برسى عکس به دست آمده از اثر اين پرتوها بر فيلم عکاسى، مى‌توان کانى مورد نظر را شناسايى کرد.

شناسايى کانى‌هاى آشنا

به کمک ويژگى‌هاى فيزيکى و شيميايى کانى‌ها، مى‌تـوان به روش‌هاى ساده‌ترى برخى از کانى‌هاى بسيار شناخته شده را شناسايى کرد.

شکل بلور. اندازه‌ى بلورها ممکن است بسيار بزرگ يا بسيار کوچک باشد. در حالى که وزن کانى بريل ممکن است تا 200 تن هم برسيد، برخى کانى‌ها تنها با پرتوهاى ايکس ديده مى‌شوند. شکل کانى‌ها نيز بسيار گوناگون است. با وجود اين، زاويه‌هاى بين سطح‌هاى مشابه در همه‌ى بلورهاى يک کانى همواره يکسان است. براى مثال، بلور نمک، چه بزرگ و چه کوچک، همواره مکعبى شکل است و بين سطح‌هاى خود، زاويه‌ 90 درجه دارد.

سختي. دانشمند اتريشى به نام فردريش موهس(1839-1773) مقياسى براى درجه‌ى سختى کانى‌ها وضع کرد. مقياس او از درجه‌ى يک براى تالک(نرم‌ترين کانى) تا درجه‌ى 10 براى الماس (سخت‌ترين کانى) است. بر اساس اين مقياس، سختى ناخن انسان، 5/2، سکه‌ى مسى 5/3 و چاقوى فولادى قلم‌تراش، 5/5 است. اکنون با توجه با اين که در اثر کشيدن اين چيزها بر سطح کانى، در آن خراش ايجاد مى‌شود يا نه، سختى کانى را اندازه مى‌گيرند و با توجه با سختى، کانى را شناسايى مى‌کنند.

رَخ(کليواژ). رخ به شکستگى کانى‌ها در راستاى سطح صاف، پس از وارد شدن ضربه‌اى شديد، مانند ضربه‌ى چکش، گفته مى‌شود. ميکا در يک جهت مى‌شکند و ورقه ورقه مى شود؛ کوارتز خورد مى‌شود؛ نمک خوراکى رخ سه جهتى قائم و کلسيت رخ سه جهتى غير قائم دارد.

رنگ. برخى کانى‌ها هميشه به يک رنگ ديده مى‌شوند. براى مثال، طلا همواره زرد، مالاکيت، گرافيت هميشه سياه و مالاکيت به رنگ سبز فيروزه‌اى است. رنگ را بايد در سحى که به تازگى شکسته شده است، مشاهده کرد. زيرا هوازدگى رنگ سطح رويى را تغيير مى‌دهد.

اثر بر چينى بدون لعاب. در اين روش کانى را بر چينى بدون لعاب( پشت نعلبکى بخشى که لعاب ندارد) مى‌کشند تا لايه‌ى نازکى از آن بر سطح چينى بماند. کانى‌هاى نافلزى اثر بى‌رنگ يا به رنگ روشن دارند و کانى‌هاى فلزى رنگ‌هاى تيره‌ترى پديد مى‌آورند. براى مثال، کانى زرد رنگ پيريت، رنگ سياه برجاى مى‌گذارد و اثر هماتيت، که بيش‌تر به رنگ خاکسترى و ساه است، قرمز قهوه‌اى ديده مى‌شود.

جلا. جلو يا درخشندگى سطح کانى نيز در شناسايى آن سودمند است. کانى‌هاى فلزى نور را به‌خوبى بازمى‌تابانند و به اصطلاح جلاى فلزى دارند. هاليت و کوارتز، جلاى شيشه‌اى و اوپال و اسفالريت، جلاى صمغى دارند.

چگالى(جرم‌حجمى). براى به دست آوردن چگالى کانى‌ها، جرم آن‌ها را با ترازو و حجم را با استوانه‌ى درجه‌بندى شده داراى آب، اندازه مى‌گيرند تا با تقسيم کردن جرم بر حجم، چگالى کانى به دست آيد. چگالى بيش‌تر کانى هاى سيليکاتى، که بخشى زيادى از پوسته‌ى زمين را مى‌سازند، حدود 5/2 تا 5/3 گرم بر سانتى‌متر مکعب است. کانى‌هايى که در ساختمان خود عنصرهاى سنگينى مانند سرب و باريوم دارند، داراى چگالى بالايى هستند. براى مثال، چگالى گالن(PbS)، حدود 5/7 گرم بر سانتى‌متر مکعب است.

خواص مغناطیسی

بعضی از کانی‌ها دارای خواص آهنربایی طبیعی‌‌اند که کمک موثری در شناسایی آنها بشمار می‌رود. 

خواص شیمیایی

از خواص شیمیایی کانی‌ها نیز می‌توان برای شناسایی آنها استفاده کرد. از جمله این خواص می‌توان قابلیت انحلال کانی در آب و محلول‌های شیمیایی ، تشکیل املاح با اسیدها و بازها و ... نام برد.

 

نامگذاری کانی‌ها

کانی‌ها عموما اسامی ناآشنا دارند و تنها عده معدودی از آنها دارای نام ایرانی هستند. اسامی کانی‌ها بر اساس یک سری ضوابط و قوانین بین المللی تعیین می‌شود که عبارتند از: 

  • نام عده زیادی از کانی‌ها در واقع اسم محلی است که برای اولین بار در آنجا پیدا شده‌اند و به انتهای نام منطقه پسوند ایت اضافه شده است. به عنوان مثال ایلمنیت از نام کوههای ایلمن واقع در اورال و تیرولیت از تیرول که محلی در اتریش است گرفته شده است.
  • نام بعضی از کانی‌ها از اصطلاحات خاص بعضی کشورها گرفته شده است. مثلا سافیر از اصطلاحات محلی هندوستان است.
  • نام عده دیگری از کانی‌ها از رنگ آنها در زبان یونانی گرفته شده است. مثلا هماتیت به معنی قرمز خونی، آزوریت به معنی آبی رنگ ، کلریت به معنی سبز رنگ و آلبیت به معنی سفید رنگ است.
  • بعضی از کانی‌ها نام خود را از خواص ویژه‌ای که داشتند گرفته‌اند. مثلا دیستن ، در زبان یونانی به معنی دارای «دو سختی» است.
  • نام بعضی از کانی‌ها مربوط به عناصر موجود در آنهاست. مثلا نیکلین دارای نیکل و کوپریت دارای مس است.
  • نام بعضی از کانی‌ها از اسم محققینی که آنها را برای اولین بار یافته‌اند مشتق شده است. مثلا براگیت به نام کاشف آن «براگ» و بیرونیت به نام یابنده آن ابوریحان بیرونی و ... گرفته شده است.

 

 

تصاویر زیبا از کانی ها:

        ژیپس

                                                            ژیپس

 

پیریت بلور آزوریت آراگونیت و کلسیت

            پیریت                              بلور آزوریت             آراگونیت و کلسیت

 

 

    ۱         

                                       کوارتز دودی

۳

                               کوپریت

۵

                                       اریتریت با کوارتز


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1391 توسط آرمین امیریان

بشر از دير باز به فكر مطالعه درباره زمين و ساختمان دروني آن بوده است از آنجا كه مطالعه مستقيم اعماق زمين غير ممكن است بيش تر مطالعات درباره زمين به روش غير مستقيم است.

عميق ترين چاهي كه جهت مطالعه مستقيم حفر شده است در شوروي سابق حدود 13 كيلومتر است در صورتي كه شعاع كره زمين در حدود 6400 كيلومتر است

 

رههاي مطالعه غير مستقيم زمين:

 آتشفشانها ? چشمه هاي آب گرم ? امواج زلزله ? سنگهايي كه از ساير نقاط منظومه شمسي به زمين رسيده اند.

لايه هاي زمين:

   - هسته

   - گوشته

   - پوسته

 

الف:هسته: داغ ترين قسمت زمين كه از دولايه تشكيل شده است لايه داخلي حالت جامد لايه خارجي حالت مايع است.

هسته زمين بيش تر از عناصر آهن و نيكل ساخته شده است.

خاصيت مغناطيسي زمين به خاطر همين دو عنصر در هسته مي باشد.

ب:گوشته: در اطراف هسته قراردارد كه از دو قسمت

نرم كره(خميري شكل) و سنگ كره(قسمت سنگي)

مواد سازنده گوشته: سيلسيم ? اكسيژن- آهن منيزيم-كلسيم

 

ج:پوسته: خارجي ترين لايه زمين است كه سطح آن داراي برجستگي(كوهها) و فرو رفتگي ها(اقيانوسها) مي باشد ضخامت آن متفاوت است.

در زير قاره ها 20 تا 60 كيلومتر ? در زير اقيانوسها 8 تا 12 كيلومتر است.

 

پوسته در زير اقيانوسها شبيه لايه پايين پوسته قاره اي مي باشد.

نرم كره: قسمت خميري شكل گوشته را نرم كره گويند.

 

سنگ كره: پوسته سنگي و سخت زمين همراه با قسمت سنگي گوشته را سنگ كره گويند

سنگ كره بر روي نرم كره قراردارد و گاهي به آرامي جابه جا مي شود كه موجب وقوع زلزله مي شود.

 

 

كاني ها: ذرات تشكيل دهنده سنگها را كاني گويند

انواع كاني ها از نظر طريقه بوجود آمدن:

1- كاني هاي اوليه

 2- كاني هاي ثانويه


الف: كاني هاي اوليه: كاني هايي هستند كه بر اثر سرد شدن مواد مذاب درون زمين بوجود مي آيند مثل كوارتز ? فلدستاپ ? ميكا (كاني هاي سيليكاتي) ? هماتيت ? ليمونيت(كاني هاي آهن دار) ? كليست (كاني كلسيم دار)

ب: كاني هاي ثانويه: بر اثر تغيير و تجزيه كاني هاي اوليه بوجود مي آيند مثال كاني رستي (از تجزيه فلدستاپ ها حاصل مي شوند)

شناسايي كاني ها: براي شناسايي كاني ها از خواص آن ها استفاده مي كنند(شكل بلور- سختي-  رنگ گرد كاني- جلا- رسانايي اكتريكي- چگالي)

سختي: ميزان سختي كاني ها با هم متفاوت است سخت ترين انها الماس با درجه 10 و نرمترين آنها تالك با درجه 1 سختي بقيه كاني ها بين درجه 1 تا 10 است.


درجه سختي كاني: ميزان مقاومت آن در برابر خراشيدگي را نشان مي دهد.

 

درجه سختي

نام كاني

 

1

تالك

ناخن

2

ژيپس

سكه مسي

3

كلسيت

تيغه چاقو4فلوئوريت
شيشه5آپاتيت
سوهان6ارتوز
چيني بدون لعاب7كوارتز
 8توپاز
 9كوندوم
 10الماس

جدول موهس درجه سختي كاني ها

روش تعيين درجه سختي كاني ها:اگر دو كاني را روي هم بكشيم هميشه كاني سخت تر بر روي كاني نرمتر خط مي اندازد يعني كاني كه روي كاني ديگر شيار توليد كند سخت تر است.


براي شناسايي جنس كاني ها از آزمايش شعله نيز مي توان استفاده كرد. زيرا هر عنصري شعله را به رنگ مخصوص درمي آورد.

مثلا:

عنصر سديم رنگ شعله را زرد مي كند
عنصر كلسيم رنگ شعله را سرخ آجري مي كند
عنصر مس رنگ شعله را سبز مي كند
عنصر پتاسيم رنگ شعله را بنفش مي كند


سنگ ها:كمتر كسي است كه در اطراف خود متوجه سنگها نشده باشد شايد سنگ هاي پله خانه خودتان را ديده ايد و يا درنماي بعضي از ساختمانها سنگ ها زيبا نظر شما را جلب كرده باشد آيا از خود سوال كرده ايد كه اين سنگ ها چگونه بوجود آمده اند؟ از كجا اين سنگ ها را تهيه مي كنند؟ چرا رنگ بعضي ها روشن و بعضي ها تيره است. براي يافتن پاسخ سئوالات خود بايد بيش تر با سنگ ها آشنا شويد.

بطور كلي سنگ ها را به سه گروه اصلي تقسيم مي كنند.الف) سنگ هاي آذرين

ب)سنگ هاي رسوبي

ج) سنگهاي دگرگوني

 


الف) سنگ هاي آذرين:اين سنگ از سرد شدن مواد مذاب درون زمين بوجود مي آيند كه خود آن ها به دو دسته تقسيم مي شوند.

1- آذرين دروني:

 اين سنگ ها بر اثر سرد شدن مواد مذاب در داخل زمين بوجود مي آيند مثل سنگ گرانيت ? گابرو
ويژگي اين سنگ ها اين است كه داراي بلورهاي درشت مي باشند و بيش تر رنگ روشن دارند


2- آذرين بيروني: سنگ هاي هستند كه بر اثر سرد شدن مواد مذاب در خارج از زمين بوجود مي آيند چون اين مواد مذاب توسط آتشفشان از زمين خارج مي شوند به اين سنگ ها آتشفشاني نيز مي گويند.
مثال: بازالت ? زيوليت
علت تيره و روشن بودن سنگ بستگي به عناصر موجود در آن دارد مثلا سنگ ها تيره داراي آهن ? منيزيم ? كلسيم است و سنگ هاي روشن آلومينيوم ? سديم ? پتاسيم دارند

پرسش: علت گرماي درون زمين چيست؟
دانشمندان در مورد گرماي درون زمين نظريه هاي متعددي داده اند اما امروزه تقريبا مطمئن شده اند كه علت گرماي درون زمين فعاليت مواد راديو اكتيو است.

پرسش: مواد راديواكتيو چيست؟
موادي هستند كه بعضي از آن ها ناپايدار بوده و مي تواند به مواد ديگر تبديل شود و مقدار زيادي انرژي توليد كنند. مثل اورانيم

پرسش: آتشفشان چگونه به وجود مي آيد؟
در شرايط خاصي مقداري از مواد درون پوسته يا گوشته ذوب شده و مواد مذاب چون سبك تر هستند به سمت بالا حركت مي كنند وقتي راهي به سطح زمين پيدا كنند از درون زمين به بيرون فوران مي كنند كه به آن آتشفشان مي گويند.

 


ب)سنگ هاي رسوبي: آب و باد و يخ از عوامل فرسايش دهنده هستند كه موجب خرد شدن سنگ مي شوند و مواد حاصل توسط آب به دريا منتقل مي شود و به صورت لايه لايه روي هم ته نشين مي شوند و رسوبات را تشكيل مي دهند
عوامل گوناگوني اين رسوبات سست و ناپيوسته را به سنگ سخت تبديل مي كنند كه به اين سنگ ها رسوبي مي گويند.


سنگ هاي رسوبي به روش هاي متعددي بوجود مي آيند. ولي بيش ترين آن ها بر اثر فشار لايه هاي رسوبي بر روي همديگر حاصل مي شوند


پرسش: سنگ هاي رسوبي چگونه بر اثر رسوبگذاري تشكيل مي شوند؟
وقتي رسوبات توسط رودخانه ها به دريا منتقل مي شوند در كف دريا به ترتيب درشتي و ريزي روي هم انباشته مي شوند بر اثر فشار لايه هاي بالايي بر روي لايه هاي پايين آب درون آن ها خارج شده و مواد سفت سخت مي شوند مثل سنگ رستي


پرسش: چگونه بر اثر تبخير آب دريا سنگ رسوبي حاصل مي شود؟
چون آب درياها و درياچه ها به مقدار زيادي مواد محلول دارند(حدود 35 درصد). وقتي آب آن ها بر اثر گرما تبخير شود مقدار زيادي از املاح محلول در آب رسوب مي كنند و به سنگ تبديل مي شوند مثل سنگ گچ ? سنگ نمك


پرسش: چگونه از بهم پيوستن ذرات سنگ هاي رسوبي توليد مي شوند؟

 همه مواد رسوبي بر اثر فشار به هم نمي چسبند مثلا ماسه هر چه تحت فشار قرار بگيرد سفت سخت نمي شود و اين مواد توسط يك ماده چسبنده اي مثل سيمان به هم مي چسبند و به سنگ تبديل مي شوند مثل ماسه سنگ و كنگرمرا


پرسش: بعضي از سنگ هاي رسوبي چگونه بر اثر واكنش شيميايي توليد مي شوند؟
آب داراي مواد محلول زيادي است بعضي از اين مواد بر اثر انجام واكنش هاي شيميايي پيچيده اي رسوب مي كنند و مواد سفت و سختي توليد مي كنند كه سنگ رسوبي نام دارد مثل سنگ آهك

ويژگي هاي سنگ هاي رسوبي:


پرسش: فسيل چيست؟
آثار و بقاياي جانداران گذشته كه بين سنگ هاي رسوبي يافت مي شوند فسيل نام دارند
فسيل بيش تر در بين سنگ هاي رستي ? آهكي ? ماسه سنگ ها يافت مي شود دانشمندان از فسيل چه استفاده اي مي برند؟ تاريخ گذشته زمين را تعيين مي كنند

 

 

ج) سنگ هاي دگرگوني:سنگ هائي هستند كه از دگرگون شدن سنگ هاي آذرين يا رسوبي حاصل مي شوند مثل مرمر ? گنيس ? كوارتزيت


وقتي سنگي دچار دگرگوني مي شود ممكن است دو نوع تغيير در ساختمان آن بوجود بيايد1- تغيير در نوع كاني ها موجود در سنگ 
2- تغيير در طرز قرار گرفتن كاني ها 

مرغوبيت يك سنگ دگرگوني به چه چيز بستگي دارد؟

به ميزان فشار و گرمايي كه سنگ تحمل كرده است.

 

در نمودار زير دگرگون شدن چند سنگ را مشاهده مي كنيد.

چرخه سنگ ها:بين انواع سنگ ها وابستگي وجود دارد كه در اثر گذشت زمان هر كدام به سنگ هاي ديگري تبديل مي شوند.


نكته: منشا تمام سنگ هاي روي زمين سنگ هاي آذرين هستند. شما مي توانيد علت را توضيح دهيد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1391 توسط آرمین امیریان


منشأ نفت و گاز طبیعی

 

با همه تلاش گسترده و صرف وقت فراوانی که برای یافتن و استخراج نفت و گاز طبیعی صورت گرفته است ، انسان هنوز درباره منشأ این مواد به نحو شگفتی بی‌اطلاع است. پاره‌‌ای واقعیت‌های پذیرفته شده در این مورد عبارتند از :

 

۱- نفت و گاز از ترکیباتی با منشأ زیست شناختی (بیولوژیکی) تشکیل شده‌اند.

 

۲- قسمت اعظم انواع نفت محتوی پورفیرین (مجموعه‌ای از ترکیبات هیدروکربن‌دار) است ، که یا از کلروفیل و یا از « همین » (Hemin) - ماده قرمز کننده‌ی خون - مشتق شده‌اند.

 

۳- قسمت‌های لیپیدی موجودات (چربی‌ها و مومها) ، منبع سرشاری برای تشکیل نفت و گاز فراهم آورده‌اند.

 

۴- امکان دارد که در اوضاع فعلی بتوان هیدروکربن‌های نفت‌مانند را در رسوب‌های جوان دریایی پیدا کرد.

 

 

* بايد توجه داشت كه : نفت معمولا با سنگ‌های رسوبی که بر اثر فعالیت‌های دریایی ته‌نشین شده‌اند ، توأم است.

 

حدسی دیگر  در رابطه با تشكيل نفت

 

احتمالا ماده‌ای آلی که نفت را به وجود آورده است ، شامل گیاهان پلانکتونی تک‌ یاخته‌ای از قبیل دیاتمها (Diatom : جلبک تک یاخته‌ای یا چند یاخته‌ای بوده ، که دارای جدارهای یاخته‌ای سیلیسی است) ، جلبک سبز و آبی و حیوانات پلانکتونی تک یاخته‌ای مانند فورامینی‌فرا (Foraminefera : موجود ذره‌‌بینی دارای پوسته آهکی) بوده است. این شکلهای ابتدایی حیات ، در بیش از یک میلیارد سال قبل فراوان بودند و می‌توانسته‌اند به عنوان منبع ذخایر نفت موجود در سنگهای دوران قبل از کامبرین (Precamberian : قدیمیترین دوران زمین‌شناسی) و اواخر دوران اول زمین‌شناسی مورد استفاده واقع شده باشند. پس از مرگ این یاخته‌ها ، حفظ مواد آلی ، مستلزم دفن سریع آنها در زیر رسوب‌های ریزبافت و رسی ‌است. مواد مدفون شده باید از تأثیر اکسیژن محفوظ بمانند ، زیرا اکسیژن باعث شکستن مولکول‌ها و نابودی کامل مواد می‌شود.

 

دیاژنز

 

دیاژنز به مجموعه اعمالی گفته می‌شود که در ضمن آن ، تغییرات شیمیایی ، رسوبات سست را به صخره تبدیل می‌کند. این پدیده با حرارت و فشار نسبتا پایین صورت می‌گیرد. دياژنز از این واقعیت ناشی می‌شود که نفت را می‌توان به مقادیری که از نظر تجاری مقرون به صرفه باشد ، در اعماق بین 30 تا 7500 متر پیدا کرد. این تفاوت عمیق معرف آن است که برای تشکیل نفت ، وجود فشار یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر نیست. دمای زیاد (یعنی بالاتر از 600 درجه سانتیگراد) نیز ضرورتی ندارد.

 

ترکیبات نفت خام

 

نفت خام   نفت خام مايعی تيره رنگ است و بوی مخصوصی دارد. اين مايع ترکیبی از هزاران ماده شیمیایی مختلف بوده ، که از گازهای بسیار سبک تا مواد نیمه جامدی مانند قیر ، موم یا پارافین در آن یافت می‌شود. تقریبا 8 درصد نفت موجود در سنگ‌های دوران اول زمین‌شناسی و 63 درصد آن در سنگ‌های دوران سوم زمین‌شناسی و 29 درصد در سنگ‌های دوره‌ی اول از دوران چهارم زمین‌شناسی تا عصر یخچال‌ها یافت می‌شود.

 

تشکیل زغال سنگ , نحوه تشکیل نفت

 

افسانه‌های بابلیان در مورد نفت

 

کلمه بابلی نپتو (Naptu) (که به یونانی به صورت نفتا (Naphtha) تغییر شکل داد و به معنای مایع قابل اشتعال به کار می‌رفت) ، 2000 سال قبل از میلاد مسیح رایج و به مفهوم شعله کردن استعمال می‌شد. در الواح معبد بابل ، از آن به عنوان چیزی بد یمن یاد شده و از خدایان خشمگین ، که آن را با برق آسمان به آتش کشیده است ، سخن به میان آمده است. صدای گازی که از شکاف سنگ‌ها خارج می‌شود ، توسط شاه توکولتی نینورتا (King Tukulti Ninurta) - پادشاه بابل در 885 سال قبل از میلاد - به عنوان صدای خدایان ، که از شکاف صخره‌ها سخن می‌گویند ، توصیف شده است.

 

پالایش نفت

 

نفت خام حاصل از چاه دارای مواد ناخواسته (از قبیل آب و جامداتی مانند : شن ، قیر و گازهای متان و اتان) می‌باشد. برای جداسازی اینگونه عوامل ، آن را وارد مخازنی می‌کنند ، تا جامدات موجود در آن ته‌نشین شده و گازهای آن خارج شود. سپس وارد جداساز سانتریفوژی می‌شود ، که نقش آن جدا کردن تتمه آب ، گاز و جامدات معلق در آن می‌باشد. برای حذف نمک‌های معدنی ، نفت را با آب ولرم می‌شویند. آنگاه قسمتی از نفت توسط لوله به پالایشگاه فرستاده شده و قسمتی جهت صدور به بنادر تلمبه می‌شود.

 

 


 

تشکیل زغال سنگ , نحوه تشکیل نفت

 

تقطیر

 

برای تفکیک برش‌های متشکله نفت خام ، عملیات فیزیکی و شیمیایی چندی بر روی آن به عمل می‌آورند ، تا فرآورده‌های مورد نیاز جامعه امروزی را تولید نمایند. از مهمترین آنها تقطیر جزء به جزء نفت است که در برج تقطیر صورت می‌گیرد. تقطیر جزء به جزء عبارت است از یک سری تبخیر و ميعان که در سینی‌های یک برج استوانه‌ای صورت می‌گیرد. مایعات خالص در فشار محیط ، در دمایی به جوش می‌آیند که در آن دما ، فشار بخار آن برابر فشار محیط گردد. مایعات مخلوط در حدود دمایی که حاصل جمع فشار‌های جزئی عوامل تشکیل‌دهنده‌ی آنها برابر فشار محیط می‌گردد ، به جوش می‌آید. در نقطه جوش ، فازهای بخار و مایع در حال تعادل می‌باشند. چنانچه فشار کاهش یابد ، تبخیر صورت می‌گیرد و در حالت معکوس ميعان اتفاق می‌افتد. از فشار بخار برای محاسبه ترکیب گازهای مخلوط در حالت تعادل استفاده می‌شود. وقتی که اجزای تشکیل‌دهنده‌ی یک محلول در برج تقطیر به طور دائم جدا می‌شوند ، بخارهایی که به سمت بالا حرکت می‌کنند ، با ترکیبات فرارتر مایع برگشت‌کننده که به سمت پایین سرازیر است ، برخورد کرده و غلیظ تر می‌گردند.

 

انواع تقطیر

 

۱- تقطیر در فشار محیط : در این روش ، فرآیند تقطیر در فشار محیط صورت می‌گیرد.

 

۲- تقطیر با بخار آب : وقتی که تقطیر در مجاورت بخار ماده‌ی مخلوط نشدنی صورت می‌گیرد ، فشار بخار یکی از مواد ، تحت تأثیر دیگری قرار نگرفته و مخلوط در دمایی که مجموع فشارهای جزئی آنها برابر فشار محیط گردد ، تقطیر می‌شود.

 

۳- تقطیر در خلأ : در این روش ، فرآیند تقطیر در خلأ (در فشار 40 میلیمتر جیوه) صورت می‌گیرد.

 

۴- تقطیر در خلأ و بخار : این روش با انتقال گرما توسط بخار آب و با استفــاده‌ی همزمـــان از پمپ خلأ ، جهت کاهش فشار کلی صورت می‌گیرد. به طور کلی این روش دارای اشکالاتی بوده و از آن زیاد استفاده نمی‌شود.

 

۵- تقطیر در فشار : این روش برعکس تقطیر در خلأ بوده و باعث می‌شود که فرآیند تقطیر ، در دمای بیشتری نسبت به آن در فشار محیط صورت گیرد و دمای بالاتر باعث گسسته شدن مولکول‌های نفت گردیده و ترکیب آنها را تغییر می‌دهد.

 

۶- روش‌های جدید تقطیر : این روش‌ها شامل یک یا دو مرحله تقطیر در فشار محیط بوده ، که توسط تقطیر با بخار همراه می‌شود.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1391 توسط آرمین امیریان

هوازدگي

 

هوازدگي: تغييرات ناشي از تأثير هوا بر سنگ را هوازدگي گويند.


هوازدگي فيزيكي: فقط سنگ به قطعات كوچك تبديل مي شود ولي ساختار آن تغيير نمي كند.



الف: آب چگونه سنگ را متلاشي مي كند؟وقتي آب در شكاف سنگ ها نفوذ مي كند بر اثر سرما منجمد مي شود و به علت افزايش حجم(9 درصد افزايش حجم) فشار زيادي به سنگ وارد كرده و سنگ را متلاشي مي كند.


ب: رشد بلور چگونه سنگ را متلاشي مي كند؟رشد بلورثانويه در شكاف سنگ ها بخصوص در نواحي بياباني موجب ايجاد فشار به سنگ ها شده و انرژي را متلاشي مي كند.

ج: دما چگونه سنگ را متلاشي مي كند؟تغيير دما در شبانه روز موجب انبساط و انقباض ناگهاني سنگ شده و آن را متلاشي مي كند.

د: گياهان چگونه سنگ را متلاشي مي كنند؟ريشه گياهان در شكاف سنگ ها نفوذ كرده و بر اثر رشد به سنگ فشار مي آورد و آن را متلاشي مي كند.


ه: جانوران حفار(مورچه- موريانه- موش و ...):

 با بالا آوردن ذرات زيرزميني به سطح زمين آنها را در معرض آب و هوا قرار مي دهند و دچار هوازدگي مي شود.


و: انسان چگونه سنگ را متلاشي مي كند؟با عمل راهسازي- استخراچ معادن



هوازدگي شيميايي : در هوازدگي شيميايي تركيب سنگ ها و نوع كاني ها تغيير مي كنند و مواد جديدي حاصل مي شود.


آب به دو طريق موجب هوازدگي شيميايي مي شود.الف: تركيب آب با بعضي كاني ها و ايجاد و واكنش شيميايي موجب تخريب سنگ مي شود.
ب: آب بسياري مواد را در خود حل كرده و با همراه داشتن مقداري كربن دي اكسيد خاصيت اسيدي پيدا كرده و قدرت انحلال شيميايي آن بيش تر مي شود.

اكسيژن چگونه موجب هوازدگي شيميايي مي شود؟اكسيژن در مجاورت آب و گرما با كاني ها باعث ايجاد واكنش شيميايي شده و سنگ متلاشي مي شود اين نوع هوازدگي در مناطق گرم و مرطوب بيشتر صورت مي گيرد.
اثر اكسيژن بر سنگ هاي آهن دار بسيار زيادتر از ساير سنگ ها مي باشد.

 

 

جا به جا شدن مواد حاصل از هوازدگي بر اثر كشش زمين: كشش زمين مواد حاصل از هوازدگي را در دامنه هاي شيب دار به سمت پايين مي كشد اين عمل در هنگام باران هاي سيل آسا بيش تر است.



زمين لغزه:

 حركت توده هاي بزرگ در دامنه كوه به سمت پايين را زمين لغزه گويند.

خزش:

جنبش و حركت ذرات در دامنه كم شيب كه سبب جا به جا شدن مواد مي شود را خزش گويند.

خاك: از مخلوط شدن مواد حاصل از فرسايش سنگ ها با مواد حاصل از پوسيده شدن بدن جانداران خاك بوجود مي آيد.
ارزش خاك: تمام گياهان براي رشد و زنده ماندن به خاك احتياج دارند.

لايه هاي تشكيل دهنده خاك را افق مي گويند.
هرچه تعداد افق خاك بيش تر باشد خاك كاملتر است.
در قديم بعضي مردم معتقد بودند كه خاك گوشت مرده است. نظر شما در اين مورد چيست؟
گياخاك: مواد حاصل از تجزيه بدن گياهان را گياخاك گويند معمولاً رنگ تيره دارد هر چه رنگ خاك تيره تر باشد گياخاك آن بيش تر است.




نكته مهم : مهمترين ماده معدني خاك ذرات رس است. زيرا ذرات رس مقدار مواد محلول مورد نياز گياهان را به خود جذب مي كند مقدار رس بايد در حد معيني باشد اگر بيش از حد باشد قابليت نفوذ خاك كم مي شود.

افق هاي خاك:


افق A : لايه سطحي خاك است و به علت داشتن گياخاك تيره است اين لايه داراي اين لايه داراي مقداري ماسه است اما مواد محلول آن توسط آب به افق B منتقل شده است.

افقB : در زير افق A قرار دارد و گياخاك ندارد مواد محلول و رس آن زياد است.

افقC : در روي سنگ هاي پوسته قرار دارد و بيش تر از سنگ تشكيل شده و كمتر دچار هوازدگي مي شود.

 

خاك مناطق مختلف: 1- خاك كوهستان: اين خاك كم ضخامت است سنگ هاي تجزيه نشده زياد دارد به علت شيب زياد خاك كم توليد مي شود.


2- خاك جنگل: ضخامت كم دارد حاصلخيزي چنداني ندارد زيرا در آنجا بارندگي زياد سبب شستشوي مواد محلول در خاك مي شود اين خاك براي كشاورزي مناسب نيست.


3- خاك علفزار: حاصلخيز تر از خاك جنگ است لايه سطحي قطور و گياخاك فراوان دارد.

 


4- خاك بيابان: غني ترين خاك است و مواد محلول بسيار زياد دارد اما به علت هوازدگي كم خاك بيابان نازك و به صورت تكه تكه است و مواد آلي چنداني ندارد.



حاصل خيزي خاك: ميزان توانايي خاك در پرورش گياهان را حاصل خيزي خاك گويند.


املاح موجود در خاك: شامل موادي هستند كه از تركيب آن ها با همديگر مولكول هاي مواد آلي در گياهان توليد مي شود مهمترين آنها عبارتنداز: نيتروژن- پتاسيم- فسفر به مقدار زياد و عناصر منيزيم- كلسيم- آهن- گوگرد- سديم- مس به مقدار كم موجود است.

آبمهمترين ماده اي است كه در خاك وجود دارد. آب سبب جابه جايي مواد مورد نياز در سلول هاي گياهي مي شود و مواد دفعي را از آن ها دور مي سازد.

 

تركيبات شيمايي خاك:

يعني مشخص بودن اسيدي يا بازي خاك زيرا بعضي از گياهان در محيط اسيدي و بعضي در محيط بازي بهتر رشد مي كنند.

 

تجزيه كنندگان موجود در آب: اين جانداران موجب تجزيه بدن موجودات زنده و آزاد كردن مواد موجود در آنها جهت استفاده در گياهان بعضي از تجزيه كننده ها مثل قارچ ها- باكتري ها


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1391 توسط آرمین امیریان

زغال سنگ

تقریبا از همه انواع زغال سنگ‌ها به‌منظور سوخت و تهیه زغال کک ، می‌توان استفاده کرد. بیش از 80 درصد مصرف زغال سنگ‌ها برای تولید برق ، بخار در صنایع ، حمل و نقل یا سوخت و فرآیندهای متالوژی و ... بکار می‌روند. قسمت دیگر زغال سنگ نیز در فرآیند کربونیزاسیون برای تولید کک ، گاز زغال سنگ ، آمونیاک ، قطران زغال سنگ و محصولات نفتی سبک مصرف می‌شود. علاوه بر این ، مقادیر قابل توجهی از زغال سنگ به عنوان پُرکننده ، رنگدانه ، در تصفیه آب و ... مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تاریخچه

بیش از دو هزار سال پیش ، در چین ، یونان و ایتالیا زغال سنگ به‌عنوان یک ماده سوختی مورد استفاده قرار می‌گرفت. البته استخراج آن از معدن در حدود قرن دهم میلادی در آلمان آغاز شد.

منشاء زغال سنگ

امروزه ، روشن است که زغال سنگ ، منشاء گیاهی دارد و طی فرآیندهای طولانی شیمیایی ، بیولوژیکی و ژئولوژیکی در دوران گذشته ، تشکیل شده و به صورت ذخیره‌های پرارزشی در آمده است که امروزه انسان از آن بهره‌برداری می‌کند. همه زغال سنگ‌ها ، به یک طریق بوجود نیامده‌اند، بلکه با توجه به دوران مختلف زمین شناسی و شرایط متفاوت آنها ، نوع تغییرات موثر در بوجود آوردن زغال سنگ‌ها نیز متفاوت بوده است. از اینرو ، امروزه ، چند نوع زغال سنگ در معادن وجود دارد.

فرآیندهای تشکیل زغال سنگ

مواد گیاهی اساسا از سه عنصر اصلی کربن ، هیدروژن و اکسیژن ، همچنین مقادیر اندکی از اجسام کانی و نیتروژن تشکیل یافته‌اند. قسمت عمده گیاهان را سلولز ، به فرمول C6H10O5 ، تشکیل می‌دهد که ضمن فرآیندهای گوناگون بیوشیمیایی و ژئوشیمیایی به زغال سنگ مبدل می‌شود.

 

 

فرآیندهای بیوشیمیایی

وقتی یک ماده آلی شامل کربن و هیدروژن و اکسیژن ، مانند سلولز ، در هوای معمولی می‌سوزد، بطور کامل به دی‌اکسید کربن و آب تبدیل می‌شود، اما وقتی که همین مواد در شرایط کمبود اکسیژن می‌سوزند، عمل سوختن بطور ناقص صورت می‌گیرد و در نتیجه قسمتی از کربن و تمامی‌ اکسیژن و هیدروژن از سلولز حذف شده و جسم سیاهی برجا می‌ماند که زغال نامیده می‌شود.

 

تخریب مواد گیاهی ، نتیجه اکسید شدن آنها توسط باکتری‌ها و دیگر میکرواورگانسیم‌ها می‌باشد که خود به دو عامل بستگی دارد:

 

یکی میزان مقاومت قسمتهای مختلف گیاهان در برابر شرایط محیطی مردابها و دیگری نوع قارچ یا باکتری که موجب تخریب کامل گیاه می‌شود. تخریب مواد آلی در غیاب اکسیژن ، مثلا در زیر آب ، نیز به تشکیل زغال سنگ منتهی می‌شود که در این صورت ، هیدروژن به آب و قسمتی از کربن به دی‌اکسید و منوکسیدکربن تبدیل می‌شود و مقداری از هر دو به شکل متان خارج می‌شوند.

 

در فرآیندهای تبدیل سلولز به لیگنیت و زغال سنگ قیری ، محصول بدست آمده از تخریب مواد گیاهی که در حقیقت پیش‌ترکیب زغال سنگ است، پیت نامیده می‌شود که برای تشکیل آن ، مواد چوبی در جاهای مرطوب دستخوش تغییرات فیزیکی و شیمیایی اساسی می‌شوند. شرایطی که در آن ، در زمانهای گذشته پیت تشکیل شد، تفاوت چندانی با شرایط امروزی ندارد.

 

احتمالا در دوران گذشته ، هوا نسبتا گرمتر و میزان بارندگی بیشتر و منظم‌تر بود. در نتیجه ، رشد گیاهانی که سرانجام آنها ، پس از طی دوره‌های گوناگون زمین شناسی ، تبدیل شدن به پیت و زغال سنگ می‌باشد، بیشتر از امروز بود.

فرآیندهای ژئوشیمیایی

بطور کلی در این فرآیند ، پیت به انواع زغال سنگ تبدیل می‌شود. تبدیل پیت به زغال سنگ قیری نتیجه اثرات طولانی فشار و دما است و تبدیل آن به آنتراسیت به فشار و دمای باز هم بیشتر نیاز دارد که از فرآیند تشکیل کوهها و حرکت افقی پوسته زمین ناشی می‌شود. فرآیند تبدیل پیت به زغال سنگ ، با کاهش مقدار رطوبت ، اکسیژن ، هیدروژن و حجم مواد فرار (دی‌اکسیدکربن ، منوکسیدکربن و گازهای دیگر) موجود در آن و افزایش درصد کربن ثابت ، گوگرد و در بسیاری موارد ، محتویات خاکستر آن همراه است. این فرآیند تبدیل ، بطور کلی به عوامل ژئولوژیکی زیر مربوط است:

 

 

فشار و حرارت : که این خود به عمق رگه‌های پیت در لایه‌های زیرزمینی مربوط می‌شود.

 

زمان : هر چه زمان ذخیره‌سازی زغال سنگ طولانی‌تر باشد، عمل تشکیل زغال سنگ کاملتر است.

 

دگرگونی ساختار

 

حرارت ناخواسته ناشی از صخره‌های مجاور

 

ترکیب و ساختار گیاه

 

شرایط محیطی

پیرولیز زغال سنگ

تمام انواع زغال سنگ‌ها بر اثر گرما تجزیه می‌شوند و بر حسب نوع آنها و شرایط تجزیه (فشار و دما) ، به مواد گوناگون مفیدی تبدیل می‌شوند که از نظر کاربردهای صنعتی و تجاری اهمیت به‌سزایی دارند. بیشتر انواع زغال‌سنگ‌ها ، در دمای حدود 100 درجه سانتی‌گراد رطوبت خود را از دست می‌دهند و تا دمای 400 درجه سانتی‌گراد تجزیه می‌شوند و مقداری مواد روغنی و گازی شکل تولید می‌شود. با افزایش دما به میزان 1 تا 2 درجه سانتی‌گراد در هر دقیقه ، تا دمای 45 درجه سانتی‌گراد بیشترین مقدار محصولات بدست می‌آید که عمدتا شامل قطران زغال سنگ است.

 

این مواد ، ترکیبات گوناگون آروماتیکی مانند بنزن ، تولوئن ، گزیلن ، فنل‌ها ، نفتالین ، فتانترن) ، آنتراسن و غیره را در بر دارد و به روش تقطیر می‌توان آنها را از یکدیگر جدا کرد، اما اگر دما به 900 درجه برسد، قطران خود تجزیه می‌شود و از مقدار محصولات مفید کاسته می‌شود. مواد جامد حاصل از پیرولیز زغال سنگ عمدتا شامل زغال کک (با توان گرمایی پایین و توان گرمایی بالا) ، دوده (برای رنگدانه‌ها) ، گرانیت (برای الکترودها) ، کربن فعال و مواد ساختمانی است. بطور کلی ، در فرآیند پیرولیز حدود %70 زغال سنگ به کک و %5 آن به قطران تبدیل می‌شود.

 

 

کاربردهای مهم زغال سنگ

از زغال سنگ به عنوان سوخت در نیروگاه‌های حرارتی مولد برق ، در تولید بخار توسط توربین‌های بخار در کارخانجات صنعتی ، راه‌آهن و در کشتی‌ها و نیز به صورت سوخت خانگی در برخی از کشورها استفاده می‌شود. تقریبا 87% زغال سنگ جهان برای تولید گرما و دیگر انواع انرژی‌های مربوطه سوزانیده می‌شود. بدیهی است که ضمن سوختن زغال سنگ فرآورده‌های جنبی مانند گازهای سوختنی ، زغال کک و قطران نیز بدست می‌آید. باید توجه داشت که در برخی از کشورهای جهان ، قسمتی از گازهای سوختی شهری از زغال سنگ تهیه می‌شود.

 

برای این منظور ، زغال سنگ را با جریانی از بخار آب و اکسیژن در فشار 20 تا 30 اتمسفر مجاور می‌کنند. در این عمل قسمتی از زغال سنگ در مجاورت با بخار آب و اکسیژن به هیدروژن و منوکسید کربن تبدیل می‌شود. بعد ، این فرآورده‌های گازی را در مجاورت کاتالیزور آهن به هیدروکربن و یا بوسیله کاتالیزور روی و مس به متیل الکل تبدیل می‌کنند. علاوه بر مصارف سوختی ، از زغال سنگ در تهیه بسیاری از مواد مفید و مهم آلی و غیرآلی استفاده می‌شود که عمدتا از تقطیر قطران حاصل از پیرولیز زغال سنگ و یا مواد جامد باقی مانده از عمل پیرولیز تهیه می‌شود.

خطرات ناشی از معادن زغال سنگ

یکی از عوامل خطرات بهداشتی و جانی که کارکنان صنایع زغال سنگ با آن مواجه هستند، گاز متان است که معمولا در معادن زغال سنگ وجود دارد، زیرا مخلوط 5 تا 15 درصد آن با هوا انفجار‌آمیز است. از این رو ، مقدار گاز متان در معادن زغال سنگ باید دقیقا کنترل شود. البته علاوه بر متان ، گازهای دیگری مانند منوکسید کربن ، دی‌اکسید گوگرد نیز همراه با آن در معادن زغال سنگ وجود دارند که نه از نظر انفجار بلکه از نظر مسموم کنندگی می‌توانند برای سلامتی کارگران معدن زیان‌آور باشند.

 

برای جلوگیری از خطرات ناشی از این گاز ، معمولا آن را با دستگاه ویژه‌ای از معدن زغال سنگ خارج می‌کنند. اکسیداسیون پیریت در هوا ممکن است به تشکیل اسید سولفوریک منتهی شود که از طریق آبهای جاری وارد منابع ذخیره آب شده و موجب آلودگی آن شود. تنفس گرد و غبار زغال سنگ نیز موجب بروز بیماری پنوموکونیوزیز می‌شود که به بیماری سیاه‌ریه نیز موسوم است. در این بیماری ذرات زغال سنگ ریه‌ها را از لایه سیاه رنگی می‌پوشانند و عمل تنفس را با دشواری روبرو می‌کند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم دی 1391 توسط آرمین امیریان
 



بررسی کمانی شکل بودن رنگین کمان
بررسی کمانی شکل بودن رنگین کمان
ثاولین کسی که به طور جدی در باره این مسئله مطالعه کرد رنه دکارت بود . قبل از دکارت کسانی مانند قطب الدین شیرازی یا تیودوریک در این باره تحقیق کرده بودند . دکارت با توجه به قوانین شکست همزمان ولی به طور جداگانه از اسنل ( بنیان گذار اصلی قوانین شکست و بازتاب ) به شرح رنگین کمان پرداخت و در سال ۱۶۳۷ نتایج خود را منتشر کرد . 
قطـره هـای آب در حـال سـقوط کروی شکل اند ، پس به سراغ نحوه برهــم کنـش یـک پرتـو نـور سـفید ، بـا یـک کـره شـفاف مـی رویـم . اگر کمـی بـــا چگونگی شکل گیری رنگین کمان آشنا باشید می دانیــد کـه رنگین کمان اصلی را مجموعه پرتوهایی که در مرز قطرهوا، دوبار شکسته و یک بــار بـاز تـابیده انـد، مـی سـازند و چـون ضریب شکست آب برای رنگهای مختلف متفاوت است، نور سفید در ضمن این شکســت هـا بـه اجـزای رنـگیاش تجزیـه میشود، اما نور خورشید پیوسته است و در تمــام نقـاط رو بـه نور قطره با آن برخورد می کند که شرایط بازتاب و شکســت در هر یک از این نقاط ، متفاوت است. 
مثلا پرتو نوری که راستای آن از مرکز قطره می گذرد، بدون شکست وارد آن شده و در سوی دیگر باز تابیده مــی شـود و روی همان مسیر ورودی بــه بـیرون بـر مـی گردد. بـه عبـارت دیگر پرتو به وسیله قطره ۱۸۰ درجه تغییر جهت می دهــد، در مقابل اگر پرتو نور مماس بر قطره به آن بتابد، می توانید ببینید که هنگام ورود به بیشـترین مـیزان ممکـن مـی شـکند و پرتـو خروجی با پرتو خروجــی بـا پرتـو ورودی زاویـه حـدود ۱۶۵ درجه می سازد، بررسی بیشتر نشان می دهد که در بین این دو وضعیت حدی ، زاویه انحـراف زاویـه بیـن پرتـو خروجـی و ورودی از ۱۸۰ درجه کاهش می یابد بــه مقـدار کمینـه ۱۳۸ درجه می رسد و سپس دوباره تا ۱۶۵ درجه بالا مــی رود، امـا چون در اطراف مقدار کمینه، تغیـیر زاویـه کـم اسـت، بخـش بزرگی از نور فـرودی ، در حـول و حـوش ایـن زاویـه ۱۳۸ درجه از قطره خارج می شود. به عبــارت دیـگر ، شـدت نـور خروجی در تمام زوایا یکسان نیست و بیشتر نـور رنگینـی کـه از قطره بیرون می رود، با جهت تابش خورشید، زاویه حــدود ۱۳۸ درجه یا معادل آن ۴۲ درجه می سازد. البته ایــن زاویـه، بستگی به رنگ پرتو دارد و بین ۴۰ تا ۴۲ درجه برای رنگهای قرمز تا بنفش متفاوت است. بنابراین می توان تصور کـرد کـه تنها در زوایای حــدود ۴۲ درجـه ، پرتوهـای رنـگی بـه طـور مؤثر از قطره خارج می شوند. 
حالا تصور شکل رنگین کمــان، کـار سـاده ای اسـت، فـرض کنید در بعد از ظــهر ، خورشـید در حـال تـابش و فضـا پـر از قطره های کروی آب است و شما هم پشت به خورشــید و رو به شرق ایستاده اید، در این وضعیت نور رنــگی کـه بـه چشـم شما می رسد، مجموعه نورهای خـارج شـده از تمـام قطراتـی است که خط واصل چشم شما و آنها با راستای نور خورشید، زاویه بین ۴۰ و ۴۲ درجه می سازد. 
مکان هندسی این قطره ها مخروطی بــه رأس چشـم شماسـت که نیم زاویه رأس آن حدود ۴۲ درجه است. چیزی که شما از رأس این مخروطی می بینید مقطع آن است، یعنی یک نوار دایره ای به پهنای زاویه ای بین ۴۰ و ۴۲ درجه که رنگهای قرمز تا بنفش را در خــود جـای داده اسـت، البتـه 
سطح افق، این دایره را قطع می کند و چون قطـرات آب تنـها در هـوا حضـور دارنـد، شـما تنـها کمـانی از یـــک دایــره را میبینید. این کمان، وقتی پرتو خورشید موازی با افـق اسـت، یعنی هنگام غروب به بیشینه خــود مــی رسـد و بـه نیـم دایـره تبدیل می شود. البته در آســمان و مثـلا از درون هـواپیمـا در شرایط مساعد می تـوان رنگیـن کمـان دایـره ای را هـم دیـد. 
● آنطرف رنگین کمان کجاست؟ 
وقتی در طول بارندگی فقط یک رنگین کمان می بینیم در واقع چند رنگین کمان وجود دارد؟ پاسخ این سؤال آنطور که فکر می کنید ساده نیست! وقتی نور وارد یک قطره آب می شود، در داخل قطره بازتاب کرده، و آنچه به چشم ما باز می تابد رنگین کمان را تشکیل می دهد. هر قطره باران، نوری را که واردش می شود در تمام جهات ممکن بازتابانده و می شکند. اولین بار که نور با قطره برخورد می کند، یک پرتو کسری از آن نور بازتاب می کند و و بقیهٔ آن در طول قطره حرکت می کنند تا به پشت قطره از سمت داخل برخورد کنند. دوباره، مقداری از نور شکت خورده و مقداری بازتاب می کند. در هر برخورد با سطح سطح داخلی قطره، مقداری از نور باز می تابد و در قطره می ماند، و باقیماندهٔ آن خارج می شود. بنابراین پرتو های نور می توانند بعد از یک، دو، سه بازتاب داخلی یا بیشتر از قطره خارج شوند. 
وقتی شما دو رنگین کمان می بینید، اولین یا اصلی ترین کمان در زاویهٔ ۴۲ درجه، با نور قرمز در بیرون و نور بنفش در داخل به طور واضح دیده می شود. کماان دوم همیشه کم رنگ تر بوده و بواسطهٔ بازتاب دوم با رنگهای معکوس (بنفش در بیرون و قرمز در درون) در زاویهٔ ۵۱ تشکیل می شود. اسحاق نیوتن یک معادله ریاضی بر حسب اندازه زاویهٔ رنگین کمانها بعد از بازتاب N اُمِ داخل قطره بدست آورد. او معتقد بود که در بازتاب سوم نور کافی وجود ندارد که در واقع شخص آنرا ببیند، از اینرو هرگز مسئله را برای ۳=N حل نکرد. ادموند هالی، بعد از نامگذاری ستارهٔ دنباله دار هالی، محاسبات را بر دوش گرفت و کشف کرد که سومین رنگین کمان در زاویهٔ ۴۰ درجه و ۲۰ ثانیه تشکیل می شود، و شگفت زده شد. این رنگین کمان نبایستی در مقابل خورشید تشکیل شود بلکه دور تا دور خورشید تشکیل می شود! دو هزار سال بود که بشر به اشتباه در طرف دیگر آسمان در جستجوی این کمان بود.


نوشته شده در تاريخ جمعه یکم دی 1391 توسط آرمین امیریان

نوعی کانی جواهر از خانواده بریل است و یکی از ارزشمندترین نگینهای جواهر در کنار برلیان و یاقوت سرخ می باشد.
از عهد باستان بشر ارزش زیادی برای این نگین جواهر قائل بوده و رنگ زیبای آن را به مزرعه ای سر سبز در بهاران توصیف نموده اند.
در قدیم به تمامی کانیهای سبز رنگ گرانبها زمرد گفته می شد اما جز رنگ هیچ وجه تشابه فیزیکی و شیمیایی یا اپتیکی با آن کانی نداشتند.
زمرد ها سمبل قدرت و حکومت در تمام قرون مورد توجه بوده است. نکته قابل توجه این است که در حفاری های اخیر چندین نگین زمرد در مومیایی های قبر ها یافت شده است.
در زبان ساسکریت کلمه زمرد از marakta مشتق شده است.
این سنگ گرانبها با وجود اینکه درخشش بسیار خوب برلیان را ندارد اما به دلیل رنگ سبز زیبایش که به ندرت در کانی جواهرات دیگر دیده می شود محبوبیت خاصی دارد. این رنگ سبز استثنایی در هیچ جواهری به زیبایی و سبزی زمرد نیست اگر چشمی با دیدن جواهرات دیگر خسته شود، زمرد میتواند آرامش و استراحت دوباره به آن دهد.
در بعضی از معادن زمردهای درشتی وجود داشته اند که به علت قدمت و قیمت بالای که دارا می باشند بیشتر در موزه ها نگهداری می شوند در اینجا از چند نمونه آن نام می بریم:
1- قطعه بسیار زیبا و درشت به نام (دوون شایر) وجود دارد که به وزن 95/1383 قیراط می باشد. که ارتفاع آن به 30 سانتیمتر می رسد. این بلور سبز نفیس در موزه تاریخ طبیعی انگلستان در لندن نگهداری می شود.
2 - قطعه دیگر پاتریشیا نام دارد با وزن 632 قیراط و در حال حاضر در موزه تاریخ طبیعی لندن می باشد.
3- بزرگترین نگین زمرد بدون ناخالصی به وزن 30 قیراط با رنگ کاملا استثنایی متعلق به نیکلای دوم می باشد.
4- قطعه زمردی به وزن 2205 قیراط نیز وجود دارد که از معدن هاباخ اطریش بدست آمده و در موزه هنرهای زیبا در شهر وین می باشد.
5- یک قطعه زمرد به وزن 225 قیراط در آمریکا وجود دارد که تصویر جولیوس سزار بر روی آن حک شده است.

خواص فیزیکی وشیمیاییاگر بخواهیم از خواص فیزکی وشیمیایی و اپتیکی زمرد بحث و سخن به میان بیاوریم محتاج ساعتها وقت و تحقیقات فراوان هستیم.
آنچه در زیر بیان می شود شمه ای از این خواص است که به صورت مختصر و تقریبی آمده است:
این کانی یک منشور است که به ظاهر توسط صفحات کوچک و بی شماری پوشیده شده. تورق در این خانواده تکامل چندانی ندارد اصولا بریلها سنگهایی هستند نرم و شکننده، به همین خاطر سختی و کشش ملکولی آنها 5/7 تعیین شده که نسبت به سنگ آکوامارین کمتر ولی از سنگهای کوارتز بیشتر است. همین مسئله باعث شده بلور زمرد به علت ناخالصیها در مقابل ضربه و حرارت شکننده و کم استحکام باشند. تراش این سنگها به صورت پله وار بوده که مشخصه مهم آن، صفحه بزرگ در قسمت تاج آن می باشد. این فرم تراش برای جلوگیری از آسیب دیدگی و برخورد با اجسام سخت می باشد.
رنگ زمرد همیشه یکسان نمی باشد و بستگی به مقدار کروم ساختاری آن دارد.
در کل زمرد کانی دو رنگ است یعنی که در جهت طولی بلور زمینه رنگ سبز با جهت عمود بر آن متفاوت است. این دو رنگی اغلب به صورت سبز مایل به آبی برای نور غیر طبیعی و سبز مایل به زرد برای نور طبیعی می باشد. مهمترین مسئله برای زمرد واکنش آن در برابر حرارت بوده که هیچ تغییر رنگی نمیدهد. این سنگ قیمتی در مواقع تعمیر بدنه یا پایه جواهر به علت کمی مقاومت باید از کار پیاده شوند و بعد از تعمیر دوباره بر روی پایه نصب شود. زمرد در برابر اسیدها بسیار مقاوم بوده بجز اسید هیدروفلوریک.
باید بدانیم که اگر تورمالین را حرارت دهیم بسیار به زمرد طبیعی شبیه و واکنش مشابه دیده می شود. راه دیگر شبیه سازی زمرد به این صورت است:
لایه هایی از زمرد طبیعی با رنگ اعلا را بر روی لایه ای از زمرد طبیعی با رنگ نامطلوب با چسبی رنگین می چسبانند که هنگام مطالعه زیر میکروسکوپ دارای تمام ناخالصیهای زمرد طبیعی می باشد.
از میان کانیهای طبیعی که بی شباهت به زمرد نیستند شاید فقط 3 کانی مورد بررسی جدی بوده است:1- فلوریت یا فلورسپار که در افریقای جنوبی یافت میشود.
2- تورمالین سبز آن نیز در آفریقای جنوبی و تانزانیا یافت می شود.
3- جادئت یا یشم سبز است که به علت داشتن کمی کروم مشابه با رنگ زمرد است.

ناخالصیها و محتویات درون زمرد:ساختار کریستالوگرافی زمرد به گونه ای است که در فضای درون خود حفره ها و کانالهائی تشکیل می دهد.
تفاوتهای فراوان در کیفیت و ناخالصیهای موجود در زمرد عمدتا معلول در فرایند مشخص طبیعی در هنگام تشکیل بلور زمرد در اعماق پوسته زمین می باشد.
در نگینهای تراشیده شده زمرد گاهی نیز به محتویاتی برخورد می کنیم که آنها را باید محتویات مصنوعی نامید و آن روغنهایی مخصوص هستند که برای بهبود کیفیت زمرد به درون نگین تزریق می شود.

مشخصات و ویژگیهای زمردهای استخراج شده از معادن مهم جهان
زمرد برزیل:
در مطالعه میکروسکپی این سنگ از مهمترین مشخصه این زمردها وجود قشرهای نازکی از مایعات به شکل چند ضلعی های نا منظم مانند سنگ فرش خیابان در درون آنها است. کانیای مهمان بلور میکا – تالک و بلورهای دولومیت است.

زمرد اطریش دره هاباخ:ویژگیهای خاص این زمردها نوع ناخالصیهای آنها در لبه های سوزنی و پهن مانند تخته الوار است. و همیشه دارای رشته های کاملا صاف و موازی می باشد.
زمرد هندوستان:
مشخصه آنها وجود محتویات دو فازی است که مانند جای پای کانیهای پروتوژنیک به شکل کاما دیده می شود. که شکل فلسهای لوزی لوزی می باشد.

زمرد کلمبیا:زمرد کلمبیا منشا آن آتش فشانی است و ناپاکی آن سه فازی بوده و اغلب به صورت دندانه دار می باشد وجود احتمالی برخی کانی های مهمان در این زمرد ها مشخصه خوبی می باشد. در مطالعه میکروسکوپی زمردهای کلمبیایی منظره زیبایی از محتویات مایع مانند که در سطوح مختلف بر روی یکدیگر قرار گرفته اند دیده می شود.

تصویر ناپاکی زمرد

معادن مهم زمرد جهان از قدیم تا امروز:
مصر
 - معدن کلئوپاترا:
این معادن درحال حاضر از ارزش اقتصادی برخوردار نبوده و فقط جنبه تاریخی دارد.
اطریش:معادن دره های هاباخ تال: این ناحیه یکی از قدیمی ترین نقاط در جهان است که در کوههای آلپ اطریش واقع شده دارای سنگهای زمرد سبز چمنی اعلا می باشد.
معادن آمریکا جنوبی:
کلمبیا:این کشور بلورهای بسیار نفیسی را به دوست داران جواهر هدیه نموده است، اکثر زمرد های با ارزش دنیا از این معادن بدست آمده است .
1 - معادن زمرد در سلسه کوه های CORDILLERA-ORIENTAL
2 - معدن زمرد COSCUEZ
3 - معدن زمرد DENASBLANCAS
4 - معدن زمرد PAVARANDO
5 - معدن زمرد LACORINA
برزیل:در معادن زمرد برزیل که ابتدا از آن سنگهای تورمالین برداشت می شد. در حال حاضر زمردهایی نه با کیفیت عالی بلکه دارای رنگهای نیمه شفاف تا کدر می باشد و ناخالصیهای سیاه رنگ از مشخصه آن است.
معادن آفریقا جنوبی و شمالی:1- معادن ترنسوال 
2- معادن سامرست
3- زیمبابوه در سانداوانا
4- تانزانیا: معدن زمردMANYARALAKE 
5-زامبیا: در جنوب غربی معادن مس 
6-موزامبیک
هندوستان:
دو تا از معدن های مهم هندوستان KALIGUMAN ,BUBANI را می توان نام برد.
در پاکستان نیز معادن MINGAORA که در غرب آن کشور می باشد.
استرالیا:معادن زمرد نیوساوت ویلز در این منطقه زمرد همراه با بریل سبز در رگه های کوارتز و پگماتیت همراه با کانی ولفرام یافت شده است.
معادنی در غرب استرالیا وجود دارد به نام معدن POONA - MELVILLE
معادنی نیز در جاهای دیگر یافت شده است که بعلت حائز اهمیت نبودن فهرست وار میاوریم:
معادن زمرد آمریکا: معدن هیدنیت در کارولینای شمالی
نروژ: معدن زمرد BYRANDMINNSUND
بلغارستان: در منطقه URDINELAKE
نیوزلند: معدن REPUTED


نوشته شده در تاريخ جمعه یکم دی 1391 توسط آرمین امیریان

سنگ ماه تولد

سنگها مي توانند شما را جادو کنند و بر فعاليت هايتان تاثير بگذارند. اگر در درستي اين قضييه ترديد داريد در موقعيتي که نياز به شجاعت داريد يک تکه سنگ «حديد» با خود حمل کنيد تا اثر آن را به چشم ببينيد. يا مي توانيد براي اينکه عشق بين خود و همسرتان را افزايش دهيد گردن بندي از لاجورد به گردن بياويزيد، چون لاجورد عشق و دوستي را زياد مي کند. . هر يک از سنگهاي موجود در طبيعت خاصيتي ويژه و منحصر به فرد دارد. انرژي از امواج کيهاني عبور مي کند و به واسطه سنگهايي که بر گردن آويخته ايد يا به نحوي با بدن شما در تماس قرار گرفته اند به شما منتقل مي شود.

علاوه بر اين دانشمندان بر اين باورند که هر سنگ با متولد ماه خاصي ارتباط بيشتر و بهتري برقرار مي کند و مي تواند براي درمان بيماريها يا متعادل کردن قواي روحي و دماغي او مثمر ثمر باشد. به خاطر داشته باشيد که براي متولدين هرماه، علاوه بر سنگ مخصوص خود او، ممکن است چندين سنگ ديگر هم مفيد باشد. شما سنگ ها را چقدر مي شناسيد و درباره آنها چه اطلاعاتي داريد؟چه سنگی برای شما مفید است؟

پس ادامه متن را حتما بخوانید:

فروردين : الماس

الماس، يکي از گرانبهاترين و زيباترين سنگهاي موجود در طبيعت با متولدين فروردين ارتباط بيشتري برقرار مي کند. اين سنگ اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و احساس شکست ناپذيري را در انسان تقويت مي کند.الماس يکي از قديمي ترين سنگهاي موجود در طبيعت است که خاصيت تصفيه کنندگي دارد و مخصوصا روي کارکرد کليه ها و مثانه اثر مثبتي مي گذارد. علاوه بر آن کارايي و قدرت سنگهاي ديگر را هم افزايش مي دهد. فراموش نکنيد متولد هر ماهي هستيد و از هر سنگي استفاده مي کنيد افزودن الماس به گردن بند خود را از ياد نبريد.

ارديبهشت :زمرد

سنگ متولدين ماه مياني بهار، زمرد است. زمرد از زمان خيلي دور به عنوان سنگ درماني به کار مي رفته است. يکي از مهم ترين ويژگي هاي آن اين است که روح و جسم را با هم متعادل مي کند. اين سنگ روي تيروئيد و تصلب شرائين اثر مي گذارد و در مورد بيماراني که پارکينسون دارند يا مبتلا به صرع هستند روند درمان را بهبود مي بخشد. زمرد فشار خون و بيماري قلبي را نيز کنترل مي کند. در زمان هاي گذشته براي درمان بچه هاي کوچک هنگامي که به تب مبتلا مي شدند مورد استفاده قرار مي گرفته است. اين سنگ ادراکات شهودي را افزايش مي دهد و در ايجاد نبوغ تاثير دارد. يوگي ها و کساني که مديتيشن مي کنند اعتقاد دارند وقتي زمرد همراه دارند زودتر به تمرکز مي رسند.

خرداد : مروارید

سنگ اختصاصي متولدين خرداد ماه مرواريد است. به مرواريد، داروي جادويي نيز مي گويند. اين سنگ روي اعصاب و کليه عضلات اثر مثبت مي گذارد و بيماريهاي ناشي از کمبود کلسيم را برطرف مي کند. مرواريد نيروي حيات را افزايش مي دهد و ضد اضطراب عمل مي کند. علاوه بر آن همراه داشتن مرواريد باعث ميشود قوه ابتکار شما بهتر عمل کند و خلاقيتتان افزايش يابد.

تير : گارنت

سنگ متولدين نخستين ماه تابستان «گارنت» است که به رنگ تيره و شبيه ياقوت قرمز در طبيعت ديده مي شود. گارنت سنگ حامي مسافريني است که با کشتي سفر مي کنند. اين سنگ براي استحکام ديواره هاي سرخرگ، تقويت چشم و درمان سرطان در مراحل اوليه آن کارايي دارد. اثرات اين سنگ ميان زنان بيشتر نمايان مي شود. گارنت بيماريهاي زنانگي را بهبود مي بخشد و بر درمان اختلالات قاعدگي اثر مثبت مي گذارد.

مرداد : پريدوت و اونيکس

پريدوت و اونيکس سنگهاي متولدين مرداد ماه هستند. اونيکس سنگي شبيه عقيق است که به رنگ سياه يافت مي شود. اين سنگ براي درمان اعتياد مورد مصرف دارد. به نظر مي رسد از آن جا که اونيکس اعتماد به نفس و دلگرمي را افزايش مي دهد از گرايش افراد به سوي اعتياد مي کاهد. اونيکس روي سياهرگها و مفاصل بخصوص در افرادي که که دچار نقرس هستند اثر مثبتي مي گذارد و از لحاظ رواني موجب ازدياد هماهنگي روحي انسان مي شود.

شهريور : ياقوت کبود

ياقوت کبود سنگ مخصوص متولدين شهريور ماه است. اين سنگ داراي خاصيت شفابخشي است و روي سلول هاي پوست، مو و ناخن خيلي تاثير مي گذارد. ياقوت کبود از ريزش مو جلوگيري مي کند و سيستم عصبي را بهبود مي بخشد. اين سنگ درد را کاهش مي دهد و براي بيماريهاي مزمني مثل روماتيسم و نقرس اثر مثبت دارد. علاوه بر آن براي درمان سرگيجه و جلوگيري از خونريزي زخم ها به کار مي رود.

مهر: مونستون و اوپال

متولدين مهر ماه مي توانند از سنگهاي مونستون و اوپال استفاده کنند. مونستون چندين رنگ دارد . سفيد مايل به آبي، مايل به سبز و مايل به صورتي آن در طبيعت يافت مي شود. سنگي است که روي اختلالات هورموني خيلي تاثير مثبتي دارد بخصوص شير مادران را افزايش مي دهد. اين سنگ روي تيروئيد هم اثر مثبت دارد و باعث مي شود موانع احساسي شخص از بين برود. اوپال از خانواده عقيق است و سنگي است که در کشور استراليا به دست مي آيد. اين سنگ روي التهابات روده و معده موثر است و بر جريان خون نيز اثر مي گذارد. از اين سنگ به طلسم خوشبختي نيز ياد شده است. در گذشته مرسوم بوده که از اشخاص مبتلا به افسردگي ، در خواست مي کردند به اوپال سياه نگاه کنند چون اعتقاد داشتند اين کار افسردگي آنها را از بين مي برده است.

آبان: سيترين و ياقوت قرمز

سيترين و ياقوت قرمز سنگ هاي متولدين اين ماه هستند. ياقوت قرمز براي بيماريهاي ويروسي و اپيدمي ، همچنين درمان تب مفيد است. اين سنگ بيحسي و رخوت را از بين مي برد و از زايمان زودرس جلوگيري مي کند. ياقوت قرمز ايمني بدن را افزايش مي دهد و از لحاظ رواني هم باعث رهايي از وابستگي هاي رواني مي شود. از زمان قديم متداول بوده که به زوجهاي جوان توصيه مي شده اين سنگ را براي وفاي بيشتر نسبت به شريک زندگي به گردن بياويزند.

آذر : سنگ فيروزه

رسيديم به متولدين آذرماه و سنگ فيروزه. از سنگ فيروزه به عنوان سنگ حامي ياد شده است. معروف است که در اروپا خلبانان و مهمانداران هواپيما براي ايمني در سفر از فيروزه استفاده مي کنند. چون اين سنگ از سقوط جلوگيري مي کند. فيروزه بر روي عملکرد نادرست کبد اثر مي گذارد و قدرت و سوي چشم را افزايش مي دهد. فيروزه ضد افسردگي است، نشاط آور مي آورد و التهبات پوستي را فرو مي نشاند.

دي:

نکته عجيبي است! متولدين دي ماه سنگ مخصوص به خود ندارند اما در عوض همه سنگها با تمام خواصشان براي آنها مفيد هستند. پس آزاد هستيد با توجه به علاقه و تمايلتان هر سنگي را که مي خواهيد انتخاب کنيد.

 

بهمن: آماتيست

آماتيست، سنگ کريستالي بنفشي که به اضطراب پايان مي دهد سنگ متولدين بهمن ماه است. اين سنگ ضد اضطراب و کابوس است و براي کساني که بدخواب هستند يا مدام کابوس مي بينند توصيه شده است. تجربه نشان داده است که افراد مضطرب وقتي آماتيست همراه خود دارند به آرامش مي رسند.

اسفند: مرجان

متولدين آخرين ماه سال با مرجان پيوند برقرار مي کنند. مرجان از گياه دريايي به دست مي آيد و از رنگ قرمز پررنگ تا گل بهي و صورتي يافت مي شود. چون منشاء آن کلسيم است روي بيماري استخوانها بخصوص راشيتيسم تاثير مثبت مي گذارد. مرجان براي استحکام دندانها مفيد است و انعطاف پذيري را هم تقويت مي کند. متولدين اسفندي که به راحتي نمي توانند خود را با محيط وفق دهند با همراه داشتن مرجان مي توانند بر اين ضعف فائق آيند.



نوشته شده در تاريخ جمعه یکم دی 1391 توسط آرمین امیریان




نوشته شده در تاريخ جمعه یکم دی 1391 توسط آرمین امیریان

الماس

نور سفید از ۶ طیف رنگی تشکیل شده است (قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، بنفش). وقتی نوری وارد جسم می شود آن جسم بعضی از طیف های رنگی را جذب و بعضی دیگر را منعکس می کند و به چشم بیننده می رساند. بدین ترتیب رنگ جسم مشخص می شود. برای مثال رنگ سفید یا بی رنگ تمام طیف های جذبی را انعکاس می دهد در صورتیکه رنگ مشکی تمام طیف های نوری را جذب می کند و یا مثلا یک یاقوت قرمز فقط طیف قرمز را به چشم بیننده می رساند.

عوامل ایجاد رنگ در الماس

دو عامل موجب ایجاد رنگ در الماس می شود. دلیل اول وجود نقص در ساختمان شیمیایی مثل وجود اتم هایی به غیر از کربن مانند نیتروژن و دلیل دوم نقص در ساختمان کریستالی می باشد.

Normal color range

سنگ هایی که دارای دامنه رنگی از بی رنگ تا زرد روشن ، قهوه ای روشن یا خاکستری روشن می باشند  از D تا Z نام گذاری شده که به آن Normal color range گفته می شود. یعنی دارای محدوده رنگی نرمال.

بنام

 

رنگهای فانتزی (color Fancy )

الماسهایی با رنگ زرد و قهوه ای در صورتیکه دارای غلظت رنگ بیشتری از سنگ مقایسه ای Z باشند جزو رنگهای فانتزی بوده و بقیه رنگها مانند قرمز، صورتی، سبز و آبی با هر درجه غلظت رنگی جزو رنگهای فانتزی (Fancy)قرار می گیرند. در میان این رنگهای فانتزی کمیاب ترین آنها به ترتیب قرمز، آبی، صورتی و سبز میباشند.

سنگهای مقایسه ای (Master stones): برای درجه بندی رنگ الماسها (رنگهای زرد ، قهوه ای و خاکستری) از Master stones یا سنگ های مقایسه ای استفاده می کنیم.این سنگها از درجه بیرنگ شروع شده (D) و تا زرد کمرنگ (Z) ادامه دارد.

تقسیم بندی الماسها با توجه به حضور عناصر واسطه در آنها  

الماسها با توجه به تاثیر عناصر واسطه (Trace element) در ایجاد رنگ، به چهار گروه تقسیم می شوند:

نوع Ia 

در این نوع الماس ها اتم های نیتروژن به صورت فراوان وجود دارد. اتم های نیتروژن به صورت جفتی و یا خوشه ای قرار گرفته اند . حدود % ۹۸ از این الماس ها قابل تراش بوده و در جواهرات مورد استفاده قرار می گیرند. الماس های  بی رنگ تا زرد روشن در این گروه قرار می گیرند. (D – Z).

 نوع Ib این نوع بسیار کمیاب بوده و فقط یک تا دو درصد از الماس ها را شامل می شوند. این نوع شامل اتم های کمتری از نیتروژن بوده ولی به خوبی پخش شده اند. به دلیل طرز قرار گرفتن اتم های نیتروژن این نوع الماس ها  دارای غلظت رنگ بیشتری می باشند. (Fancy color).
 نوع IIa این نوع الماس ها دارای اتم های نیتروژن نبوده و بسیار کمیاب هستند. این نوع الماس ها رسانای خوبی برای حرارت بوده و اکثرا بی رنگ می باشند.
 نوع IIb این نوع الماس ها دارای گازهای برن ‌(Boron) بوده که باعث ایجاد رنگ آبی می شوند و در عین حال هادی جریان الکتریسته می باشند. برای مثال می توان به Hope diamond اشاره کرد.

برش نقش بسزائی در ایجاد براقی (Brilliancy) و دیسپرژن (Dispersion) در الماس دارد. به عبارت دیگر یک برش استاندارد و مناسب زیبائی های الماس را نمایان می سازد. برش به دو مقوله متفاوت تقسیم می شود:

- Cutting Style

- Cutting Shape

 Cutting style (سبک برش) 

به شکل ، تعداد و نحوه قرار گرفتن صفحات یک سنگ ، نوع برش گفته می شود. یکی از معروفترین و رایج ترین آنها برش برلیان می باشد که در سال ۱۹۱۹ توسط یک شخص بلژیکی

به نام Marcel Tolkowsky با استفاده از محاسبات ریاضی ابداع شد.

سه برش اصلی برای الماس استفاده می شود که عبارتند از:

Brilliant Cut (ایجاد حداکثر براقی و دیسپرژن در الماس)

 Step Cut  (این سبک یک برش پله ای است که بیشتر در زمرد ها دیده می شود)

Mixed Cut (این سبک ترکیبی از برش پله ای و برلیان می باشد)

توجه داشته باشید به غیر این سه برش، برش های دیگر را برش های فانتزی (Fancy Cut) می نامند.

اَشکال برش (Cutting shape)

شکل یک برش با نوع برش با هم تفاوت دارند. به طور کلی شکل یک برش (Cutting shape) شکل هندسی آن بوده و از روی شکل محیط سنگ مشخص می شود. معمولاً شکل خارجی یک سنگ برش خورده مربعی، دایره ای، بیضی، اشکی قلبی، قایقی و مستطیلی می باشد. هر یک از این اشکال می تواند همراه با انواع گوناگونی از نوع برش (Cutting style) باشد.

توجه داشته باشید که به سایر برش ها به جز اشکال گرد، اشکال فانتزی (Fancy Shape) نامیده می شوند.

 

 

واحد وزن سنگ های قیمتی قیراط (Carat) می باشد. هر یک گرم معادل ۵ قیراط بوده و هر قیراط معادل ۱۰۰ سوت (Point) می باشد. برای محاسبه وزن سنگها از ترازو که بر روی واحد قیراط تنظیم شده است استفاده می کنیم.

 ۱ Carat = 0.20 Gram = 100 Points

قیمت یک سنگ از روی وزن و کیفیت آن مشخص می شود. اگر سنگی دارای پاکی خوب و وزن بیشتر باشد در نتیجه کمیاب تر وگرانبها تر خواهد بود.

 

 نکته قابل توجه این است که می توان با استفاده از اندازه قطر و عمق الماس هایی که بر روی کار سوار شده اند، وزن تخمینی آن ها را با کمک فرمول زیر محاسبه نمود. البته نوع برش در این فرمول حائز اهمیت است.

وزن تخمینی با برش گرد = (میانگین قطر) به توان ۲ × عمق × ۰٫۰۰۶۱

 

 

پاکی (Clarity) اشاره به وجود ناخالصی ها در الماس دارد. هر چه میزان ناخالصی ها در الماس کمتر بوده و به عبارت دیگر الماس پاک تر باشد قیمت آن افزایش می یابد. پاکی الماس بر اساس تعداد، رنگ، اندازه، موقعیت و ماهیت ناخالصی ها به درجات مختلفی تقسیم می شود. باید توجه داشت که معیار درجه بندی پاکی، با بزرگنمایی ۱۰ برابر می باشد. (X 10)

درجات پاکی عبارتند از:

FL- IF- VVS1- VVS2- VS1- VS2- SI1- SI2- I1- I2- I3

 
 

FL : به معنی Flawless  بوده و الماسهای متعلق به این گروه فاقد ناخالصی های سطحی و درونی هستند.(در زیر میکروسکوپ و یا لوپ با بزرگنمائی ۱۰ برابر)

 

 

 IF : به معنی  Internally flawless بوده و الماسهای متعلق به این گروه فاقد ناخالصی های درونی هستند. 

 

 

 VVS1- VVS2(Very very slightly included): الماسهای متعلق به این گروه دارای ناخالصی های بسیار بسیار ریز و به تعداد کم هستند. (ناخالصی های Minute).

 

 

 VS1- VS2(very slightly included): الماسهای متعلق به این گروه دارای ناخالصی های بسیار ریز هستند. (ناخالصی های Minor)

 

 

SI1- SI2 (Slightly included): الماسهای متعلق به این گروه دارای ناخالصی های قابل مشاهده هستند. (ناخالصی های Noticable)

 

 

 

I1- I2- I3 (Included): الماسهای متعلق به این گروه دارای ناخالصی های آشکار هستند. (ناخالصی های Obvious)

 

به منظور خرید ، فروش و همچنین درجه بندی الماس آنرا بر اساس ۴ فاکتور اصلی درجه بندی می کنند. این فاکتور ها عبارتند از برش (Cut)، وزن (Carat weight)، پاکی (Clarity) و رنگ (Color) که آنها را ۴C’s می نامند. در ادامه درباره هر کدام از آنها توضیحاتی ارائه می شود.

الماس های مصنوعی (Synthetic Diamonds) این نوع الماس ها در لابراتوار ساخته شده و از لحاظ ساختمان شیمیایی و اتمی با نمونه طبیعی الماس هیچ تفاوتی ندارد، در صورتیکه شبه الماس ها (Simulants) فقط از نظر ظاهری شبیه به الماس هستند و دارای ترکیب شیمیایی متفاوتی می باشد. الماس های مصنوعی ناخالصی های یکسان با الماس طبیعی را ندارد. الماس طبیعی می تواند ناخالصی های همچون گارنت، Diopside، کریستال الماس درون آن را داشته باشداما در الماس های مصنوعی ناخالصی های فلزی تیره رنگ کدری یافت می شود.

رشد کریستال الماس مصنوعی و طبیعی با هم یکسان نمی باشد. رشد الماس طبیعی به صورت یکسان در تمام زوایا می باشد در صورتیکه الماس مصنوعی به صورت عمودی و عرضی رشد می کنند.

بهینه و یا فرآیند سازی الماس: در طی هزاران سال انسان ها سنگ الماس را یک سنگ طبیعی می دانستند. ولی یک طلا ساز ایتالیایی به نام Benvenutc Cellin اولین کسی بود که تحقیقاتی درباره بهینه سازی الماس آغاز کرد و بیشترین تحقیق او در مورد حرارت دادن به سنگ ها خصوصاً Sapphire،Topaz و Amethyst بود.

 

 

 

  بهسازی رنگ (Color Treatment) در حال حاضر بیشتر سنگ ها از لحاظ رنگی بهسازی می شوند. همانطور که می دانیم رنگ ها در الماس از وجود ناخالصی ها و یا نقایصی در ساختمان اتمی سنگ به وجود می آیند مثل وجود عناصر نیتروژن که باعث زرد شدن رنگ الماس شده و رنگ سبز در الماس که به دلیل ناهنجاری پیوند اتمی در شبکه اتمی کریستالی توسط پرتورافکنی در الماس ها صورت می پذیرد و رنگ صورتی و قهوه ای خود را از بافت درونی الماس بدست می آورد. محققان با تحقیقات کامل خود درباره به وجود آمدن رنگ در الماس در اعماق زمین توانستند که همان شرایط را به صورت مصنوعی در آزمایشگاه ایجاد کنند.

 پرتو افکنی: پرتوافکنی الماس ها به صورت طبیعی در اعماق زمین رنگ الماس را به سبز تغییر می دهد. در اوایل ۱۹۰۰ آقای William Crooks سعی کرد که سنگ هایی را به رنگ سبز در آزمایشگاه به وجود آورد. می توان گفت که او اولین کسی بود که در مورد فرآیند سازی سنگ الماس دست به آزمایشاتی زد. او متوجه شد که اگر سنگ را به مدت یکسال درون رادیوم قرار دهد آنها به رنگ سبز تبدیل می شوند. ولی متأسفانه این سنگ ها خاصیت رادیواکتیوی قوی پیدا می کردند و قابل استفاده نبودند.

بهینه سازی الماس : یکی از روش های فرآیند سازی الماس ها پر کردن ترک های به سطح رسیده است که از سال ۱۹۸۰ شروع شد و بعد از آن بسیاری از تولیدکنندگان اقدام به انجام این کار کردند. آنها توانستند که شیشه ذوب شده را تحت فشار اتمسفری درون ترک ها وارد کنند. وقتی یک سنگ الماس که دارای شکستگی هایی باشد که به سطح رسیده است به دلیل اختلاف ضریب شکست های متفاوت هوا با الماس باعث بهتر دیده شدن ترک ها می شود و چون شیشه دارای ضریب شکست نزدیکتری به الماس نسبت به هوا دارد هنگامی که وارد ترک ها می شود تقریباً باعث محو شدن ترک ها می شود. از آنجایی که الماس های ریز و کوچک (Melee) ارزش زیادی نداشته و هزینه زیادی هم صرف بهسازی آنان می شود، این عمل بر روی آنها انجام نشده و معمولاً سنگ هایی که بیش از یک قیراط وزن دارند این نوع بهسازی بر روی آنها توجیه اقتصادی دارد.

 
قبل از بهسازیبعد از بهسازی

 

الماس سلطان سنگهای قیمتی نامیده می شود و آن به دلیل داشتن زیبائی (Beauty) و دوام (Durability) بسیار بالا بوده و در عین حال کمیابی (Rarity) و دشوار بودن استخراج این سنگ قیمتی می باشد.

الماس تنها سنگ قیمتی می باشد که تنها از یک عنصر به نام کربن ساخته شده است.اتمهای کربن با پیوند کوالانسی که قویترین پیوند اتمی است به هم متصل شده اند.به همین دلیل الماس سخت ترین ماده شناخته شده در طبیعت می باشد.الماسها در عمق زمین و به واسطه فشار و حرارت بالا و وفور عنصر کربن طی میلیونها سال تشکیل می شوند.

در زیر به یکسری از خواص الماس اشاره شده است:

رنگ: بی رنگ، زرد،قهوه ای،خاکستری، سبز ، آبی، قرمز، سیاه رنگ خاکه: سفید سختی در مقیاس موهس: ۱۰ (بالاترین درجه سختی بر اساس جدول موهس)

سفتی: متوسط تا خوب  وزن مخصوص (SG): (سه ممیز پنجاه و دو) ۳٫۵۲ سیستم کریستالی: کیوبیک (Cubic)

بیشترین شکل Rough :اکتاهدران (Octahedron) ترکیب شیمیایی: کربن  شفافیت: شفاف (Highly transparent) ضریب شکست (RI):  دو ممیز چهارصد و هفده دیسپرژن : چهل و چهار هزارم

مقاومت(Stability): الماس دارای مقاومت خیلی بالائی نسبت به حرارت مواد شیمیائی و اسیدها می باشد.

بزرگترین و مشهور ترین الماس ها
تعداد از الماس های مشهور وجود دارند که در جدول زیر مشاهده می کنید که بزرگترین الماس های جهان همراه با نام آنها و توضیحات جانبی آنها وجود دارد. بعضی از این سنگ ها برای مدتی طولانی دیده نشده و برای همین توضیحات دقیقی برای آنها موجود نمی باشد. در طی قرن ها تعداد از آنها به سرقت رفتند یا در جنگ ها مفقود شدند.

 
   نام الماس: Blue Hope

 

 

 

 

این سنگ که دارای وزن ۴۵٫۵۲ قیراط می باشد و اسم خود را از صاحب خود دریافت کرده ( Henry Tomas Hope) یک تاریخچه خیلی درخشان داشته تا اینکه به عنوان یک سنگ بد یمن برای صاحبانش باشد. قبلاً اینطور تصور می شد که قسمتی از الماس مشهور Blue Tavernier Diamond باشد که در سال ۱۶۴۲ به ار.پا آورده شد. این سنگ Blue از پادشاه لویئس کسی که سنگ را از ۱۱۲ قیراط به ۶۷٫۵۰ قیراط تراش داده بود که بتواند شفافیت بهتری داشته باشد. این سنگ در موقع انقلاب فرانسه به سرقت رفت و سنگ هایی کوچکتری که از تراش آن باقی مانده بود به آقای Hope فروخته شد، یک بانکدار انگلیسی و وقتی پسر Hope آنرا به ارث می برد و آن ثروت بزرگ را گم کرد.
   نام سنگ: Creat Chrysantbemum Diamond

 

 

در تابستان ۱۹۶۳ یک سنگ الماس به وزن ۱۹۸٫۲۸ قیراط با رنگ فانتزی قهوه ای که در جنوب آفریقا در یک میدان الماس در جنوب آفریقا کشف شد. این الماس غیر معمولی از یک نفر به نام Julius Cohen در نیویورک خریداری شد که بعد ها از آن وزن به ۱۰۴٫۱۵ قیراط به شکل گلابی شد. این سنگ دارای ۱۸۹ صفحه ( ۶۷ صفحه روی تاج، ۶۵ صفحه روی کمربند و ۵۷ صفحه روی خیمه)

 

   الماس دریای نور Darya – I – Nur

 

 

 

این قطعه جواهر بسیار زیبا که دارای الماس بزرگی در آن جای گرفته است. این الماس که به رنگ صورتی روشن می باشد حدود ۱۸۶ قیراط وزن داشته و دارای ابعاد ۴۱٫۴۰mm*29.50*12.15mm می باشد این الماس توسط نادرشاه در سال ۱۷۳۹ میلادی از هند به ایران آورده شد و در زمان ناصرالدین شاه این الماس به قطعه جواهری به همراه ۴۵۷ الماس دیگر و ۴ یاقوت قرمز طراحی و ساخته شد. قابل ذکر است که وزن الماس دریای نور ذکر شده در فوق تخمینی است و بعضی ها آن را تا ۱۹۵ قیراط هم تخمین زده اند. محل نگه داری جواهر فوق در بان مرکزی تهران می باشد.

 

   الماس کولینان I: I The Cullinan

 

 

 

کولینان یک که به ستاره آفریقا شهرت دارد ۵۳۰٫۲۰ قیراط وزن دارد. شکل برش آن گلابی است دارای ابعاد mm29*mm44*mm53 می باشد. این الماس گلابی شکل دارای ۷۶ صفحه می باشد. کولینان یک، بزرگترین قطعه از ۹ قطعه جدا شده از یک الماس خام بزرگ به نام کولینان می باشد. ستاره آفریقا دومین الماس بزرگ دنیا می باشد که در موزه لندن نگه داری می شود. قطعه کوچکتر آن به کولینان I I معروف است که دارای وزنی در حدود ۳۱۷٫۴۰ قیراط است.
   الماس کوه نور:

 

 

 

در ماه آوریل ۲۰۰۲ چند روز پس از مرگ ملکه الیزابت مادر ملکه تاج او را در برج لندن با بالاترین حفاظت نگه داری می شد را آوردند و آنرا در خیابان پر جمعیت به نمایش گذاشتند.
جالب آن بود که ملکه فقط یکبار ، ۶۵ سال پیش تاج را روی سرش گذاشته بود. بزرگترین و مهم ترین جواهری که روی تاج قرار داشت الماس کوه نور بود. بعضی می گویند این سنگ حدود ۵۰۰۰ سال پیش کشف شد و در آن زمان حدود ۷۹۳ قیراط وزن داشت و با قرار گرفتن در زیر تراش و سیقل های فراوان تبدیل به ۱۸۶ قیراط شد. به طریقی این سنگ از مغول ها به دست نادرشاه افتاد و بهد از مرگ به دست احمد شاه بود.
   نام الماس: The De Beers

 

چند وقتی از افتتاح شرکت DeBeers برای پیدا کردن معادن الماس در جنوب آفریقا نگذشته بود که آنها موفق به پیدا کردن الماس به وزن ۴۲۸٫۵ قیراط شدند. بعد از تراش دادن آنها آن را درون نمایشگاهی در پاریس در سال ۱۸۸۶به نمایش گذاشتند.
   الماس زرد ایران The Iranian Yellow:

 

 

 

 

این الماس های آفریقایی توسط ناصرالدین شاه در سفر سوم خود از اروپا در سال ۱۸۸۹ میلادی به ایران آورده شد. بزرگترین الماس این کلکسیون که در حدود ۱۵۲ قیراط وزن دارد در عکس دیده نمی شود. بزرگترین الماس دیده شده در مرکز این عکس حدود ۱۳۵ قیراط وزن دارد.
قابل ذکر است که هیچ یک از الماس های فوق دارای زرد پررنگ نیستند و طبق طبقه بندی رنگ الماس توسط G.I.A رنگ این الماس ها می تواند L-M-N باشد. ولی به خاطر بزرگی آنها، رنگ زرد آنها با غلظت بیشتری دیده می شود. محل نگه داری این الماس ها، بانک مرکزی واقع در تهران می باشد.
   الماس نور العین The Nur-Ul Ain:

 

این الماس صورتی که در قسمت مرکزی تاج دیده می شود یکی از بزرگترین الماس های صورتی دنیا می باشد. این الماس دارای برش بیضی است که به صورت برلیان برش خورده است. حدود ۶۰ قیراط وزن داشته و دارای ابعاد mm11*mm26*mm30 می باشد. این الماس تصور می شود که به همراه الماس دریای نور به ایران آورده شده است.
   الماس Tiffany:
بهترین الماس زرد موجود که در معادن Beers در سنگ های Kimberyl در سال ۱۸۷۸ به وزن ۲۸۷٫۴۲ قیراط بود. در همان سال یک نفر به نام Charls Tiffany آنرا خرید. تیفانی یکی از بزرگترین الماس های زرد رنگ دنیا می باشد.
   نام الماس: Toylor – Burto
این سنگ گلابی شکل به وزن ۶۹٫۴۲ قیراط که در یک حراجی در سال ۱۹۶۹ فروخته شد. این سنگ در سال ۱۹۷۹ به قیمت نزدیک به ۳ میلیون دلار فروخته شد و آخرین خبر حاکی از آن است که این الماس در عربستان سعودی می باشد.

 

   الماس Vargas:
در ۱۳ آگوست دو نفر در برزیل یزرگترین الماس به وزن ۷۲۶٫۶ قیراط از شنهای رودخانه ای در San Antoniu کشف شد.


.: Weblog Themes By Pichak :.




تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ
  •